کوچینگ

کوچینگ تعیین اهداف و ارزشهای زندگی

کوچینگ تعیین اهداف و ارزشهای زندگی
کوچینگ تعیین اهداف و ارزشهای زندگی

کوچینگ تعیین اهداف و ارزشهای زندگی

کوچینگ عبارت است از یک تغییر، تغییر در خودتان ( چه زندگی شخصی و چه شغلی مان) برای رسیدن از نقطه که در آن هستیم به نقطه‌ای که می‌خواهیم به آن برسیم

نمونه سوالاتی که در کوچینگ اهداف و ارزش ها می توان پرسید عبارتند از :

1. هدفی را که می خواهید به آن برسید را تعیین کرده و بنویسید. هدف در نظر گرفته شده باید برای شما مهم باشد این هدف می‌تواند هم توسط شما شروع شده باشد و هم می‌تواند هدفی باشد که می خواهید آن را شروع کنید تا به آن برسید. از همه مهمتر هدف انتخابی در سطح بالای اولویت شما قرار داشته باشد.

2. چه مدت است که این هدف را تعیین کرده اید.

3. بزرگترین مانع شما در راه رسیدن به هدف شما چه بوده و هست و از میان مانع های موجود مهمترین مانع را انتخاب کنید.

4. در عرض ۲۴ ساعت گذشته چه گام های برای رسیدن به آن هدف برداشته اید آنها را بنویسید. چرا این هدف برای شما انقدر مهم است؟ فرض کنید به این هدف رسیده‌ایم، چه حسی به شما در آن لحظه دست می یابد در آن موقع چه چیزی انتظار دارید که دیگران در مورد شما بعد از رسیدن به هدف بگویند؟

در خصوص سوال اول

1. هدف پایه شفاف و واضح باشد.
2. قابل اندازه گیری باشد.
3. قابل دست یافتنی باشد.
4. زمان برای آن تعیین کرده باشید.

کوچینگ تعیین اهداف و ارزشهای زندگی

در جلسات کوچینگ،کوچ باید به مراجع انرژی و انگیزه لازم را بدهد تا آن هدف تعیین شده را هدف‌گذاری و به آن دست یابد.طبق مطالعات دانشگاه هاروارد حدود ۳ درصد افراد اهداف زندگی شان را مکتوب می‌کنند. اگر اهداف ما در بازه زمانی طولانی است که در ذهن ما است می تواند هم بار مثبت داشته باشد ( زمانی که اهداف ما دارای جهتی رو به جلو است ) و دارای بار منفی است.( وقتی آن هدف ما هیچ گونه حرکتی رو به جلو نداشته است) آگاهی ما نسبت به این بارهای مثبت و منفی می تواند نسبت به تصمیمات ما در آینده تاثیرگذار باشد با افزایش آگاهی خودمان می توانیم موانع موجود را شناسایی کنیم.

آیا این موانع درونی است یا بیرونی (بر عهده خودمان نیست ). تشخیص نوع موانع کمک می کند تا ما بفهمیم چگونه باید عمل کنیم. رفع مانع درونی بر عهده خود مراجع است، رساندن مراجع به این آگاهی که رد کردن موانع درونی در درون مراجع توسط کوچ باعث می‌شود تا وی بفهمد که با تغییر در درون خود می تواند کنترل رسیدن به اهداف را به دست خود بگیرد. زمانی که موانع بیرونی است مراجع ها حس ضعف می‌کنند چون موانع در دست خودشان نیست . در مورد اول کوچ ، مراجع را باید به سمتی هدایت کند تا مراجع بتوانند از پتانسیل های پنهانی که در درون خودش دارد و تا حالا نسبت به استفاده از آنها آگاه نبوده اقدام کند و نسبت به استعداد و دانش که در درون خود دارند آگاه شده و نسبت به شکستن این موانع درونی اقدام کنند. این تغییر باعث حرکت مراجع شده و مانع از بین خواهد رفت.در مواقعی که مانع بیرونی است کوچ کمک می‌کند تا مراجع بتواند با برداشتن گام های نسبت به رفع مشکلات زمانی مالی و…. اقدام کند تا موانع رفع و اقدام توسط مراجع صورت گیرد.

اقدامات ۲۴ ساعت در روند، یعنی همان عامل اقدام و تغییر در کوچینگ است و اگر ما بتوانیم فقط یک درصد در خودمان تغییر ایجاد کنیم ما ۳۰ درصد در طول سال در خودمان تغییر ایجاد کرده‌ایم.

در مورد سوال پنجم بعد از رسیدن به هدف به چه حسی می رسیم این مهم است و ما بفهمیم که چه حالی خواهیم داشت ؟ احساساتی از قبیل : رضایت از خودمان ، وجدان راحت نسبت به عملکردمان، حس موفقیت در خودمان و کمک به دیگران و ….

در واقع سوال ۵ و جواب آن هدف اصلی ماست و سوال اول هدفی است که پشت آن هدف اصلی ما پنهان است. سوال و هدف اول یک وسیله برای رسیدن به هدف اصلی است .سوال ۵ در واقع هدف اصلی‌مان آتش زیر خاکستر هدف اول ماست که به ما انگیزه می دهد.

در واقع کوچ حرفه‌ای اینجاست که ارزش های درون شما را بیدار می‌کند و با سوالات و بازخورد دادن به شما، این ارزش ها را برای شما نمایان می کند و شما نسبت به اولویت بندی ارزش های خودتان اقدام می کنید و اگر هدف اول شما مغایر با هدف اصلی شما و یا به نوعی ارزش های واقعی تان باشد باعث می شود تا شما نسبت به اصلاح اهداف اولیه خود اقدام نمایید.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید