معرفی خلاصه کتاب

خلاصه کتاب قدرت لحظات اثر چیپ هیث و دن هیث قسمت اول

کتاب قدرت لحظات
کتاب قدرت لحظات

خلاصه کتاب، ماه عسل برداشت شخصی من از نکات مهم و اساسی قابل یادگیری از مطالعه کتاب می باشد ، مطالعه این نکات برای خوانندگانی که وقت و زمان لازم جهت مطالعه کامل کتاب را ندارند خالی از لطف نیست.

درباره کتاب:

اگرچه زندگی هر فرد منحصر بفرد است اما اغلب لحظات به یادماندنی ما، دارای چهار بخش غالب است: تعالی، ادراک، غرور و اتصال. اگر این بخش‌ها را در آغوش بکشیم، می‌توان جادو کرد و بیشتر و بیشتر لحظات خاص آفرید. تصورش را بکنید که یک معلم، درسی را طراحی کند که شاگردانش تا بیست سال بعد یادشان بماند. یا مدیری که می‌داند چطور تجربه‌ای پر از لذت برای مشتریانش خلق کند. تصور کنید که برای ساختن لحظات معنادار برای فرزندان‌تان، شامه قوی‌تری داشته باشید. این کتاب، دنبال رمز و رازهای جذاب تجربه است. می‌خواهیم بدانیم چرا دوست داریم بهترین و بدترین لحظه یک تجربه را به ذهن بسپاریم و مابقی را به دست فراموشی بسپاریم. چرا «وقتی همه چیز مشخص است، احساس آرامش داریم اما وقتی این طور نیست، سرزنده‌تریم.» و بالاخره چرا ارزنده‌ترین و ناب‌ترین خاطراتمان از دل دوره‌های کوتاهی در جوانی بیرون آمده است. بسیاری از لحظات تعیین کننده در زندگی ما نتیجه تصادف یا شانس است، اما واقعاً چرا داریم معنادارترین و به یاد ماندنی‌ترین لحظات خود را به شانس و اقبال می‌سپاریم، در حالی که می‌توانیم خالق آنها باشیم؟ کتاب قدرت لحظات راه‌هایی پیش رو ما می‌گذارد تا بتوانیم تجربیات غنی‌تری داشته باشیم.

کتاب قدرت لحظات

معرفی چیپ هیث و دن هیث نویسندگان کتاب قدرت لحظات 

چیپ هیث در تاریخ  19 جولای 1963،در ایالات‌ متحده آمریکا به دنیا آمد. او یک نویسنده و سخنران آمریکایی است. دن هیث در سال 1973 متولد شد. او کارمند بلند پایه در مرکز کیس دانشگاه دوک است که کارآفرینان را در مبارزه برای اهداف غیر اجتماعی حمایت می‌ کند. چیپ هیث و دن هیث کتاب های زیادی به صورت اشتراکی منتشرکرده اند که جزء بهترین ها در حوزه مدیریت هستند که به صورت کلی بیش از 80 ماه در لیست بهترین و پرفروش‌ ترین کتاب‌ ها قرار داشته‌ اند و به بیش از 30 زبان مختلف ترجمه‌ شده‌ اند. نویسندگان کتاب‌های پرفروش «سوییچ (کلید را بزن)» و «ایده عالی مستدام»، این بار به دنبال این سوال رفته‌اند که چرا بعضی تجربه‌های کوچک، ما را تکان می‌دهد، سطحمان را بالاتر می‌برد و حتی متحولمان می‌کند و چطور می‌توانیم چنین لحظات فوق‌العاده‌ای ایجاد کنیم.

کتاب قدرت لحظات با داستانی شروع می شود که در مورد دو شخص صحبت میکند که مدرسه تاسیس کرده بودند و با الهام گرفتن از روز امضای ملی که مربوط به ورزشکاران هست و در آن روز ورزشکاران مدرسه ورزش خودشان را انتخاب می‌کنند و قرارداد امضا می‌کنند تصمیم گرفتند که برای مدرسه خودشان هم یک چنین روزی را برگزار کنند که فارغ التحصیلان بتوانند دانشگاه خودشان را انتخاب کنند در ادامه در مورد لحظات تعیین کننده صحبت میشود که گاهی ایجاد این لحظات دست خودمان نیست و مربوط به تقدیر شانس و غیره است ولی می توانیم خودمان هم این لحظات را بسازیم. دو هدف در این کتاب هست نخست بررسی لحظات تعیین کننده و شناسایی ویژگی های مشترک آنها و عناصر مشترکی که در این لحظات تعیین کننده وجود دارند و دوم بررسی اینکه چگونه می توانیم با استفاده از این لحظاتی تعیین‌کننده، بیافرینیم.

در ادامه به بررسی این که چرا بعضی از لحظات به یاد می مانند و بعضی فراموش می شوند می پردازیم بررسی روانشناسان نشان می‌دهد که زمان نادیده گرفته می‌شود و در مقابل دو چیز در این لحظات تعیین کننده هستند گزینه اول لحظات اوج شناخته می‌شود که بهترین و بدترین لحظه ای است که تجربه می‌شود و گزینه دوم پایان تجربه است در کل روانشناسان این اثر را قاعده اوج-پایان مینامند. ما در ارزیابی تجربیات خود میانگینی از احساسات دقیقه به دقیقه خود نمی گیریم بلکه آن لحظات برجسته را همیشه به یاد می آوریم که شامل فراز و فرودها و گزار ها هستند.

کتاب قدرت لحظات

بسیاری از افراد از جمله معلم یک درس تاریخ و یا مدیر یک شرکت و خیلی دیگر از افراد می‌توانند لحظات تعیین‌کننده برای اطرافیان خود بسازند، همانند لحظه تعیین کننده‌ای که هتل مجیک کاسل برای مسافران خود ساخته بود در ابتدا باید بدانیم تعریف لحظات تعیین کننده چیست؟ منظور این کتاب از یک لحظه تعیین‌کننده تجربه کوتاه است که هم به یادماندنی باشد و هم معنادار در زندگی همه ما لحظات معنادار فراوانی وجود دارد حال به بررسی این می پردازیم که این لحظات چگونه خلق شده اند، لحظات تعیین کننده از یک یا بیش از یکی از این عناصر زیر ساخته شده‌اند که شامل: 1. تعالی 2. بینش 3. غرور 4. ارتباط می باشد.

تعالی: این لحظات تعیین کننده فقط شادی های گذرا ایجاد نمی کنند برای ساختن لحظات متعالی ما باید لذت های حسی را تقویت کنیم به عنوان مثال یک نامه عاشقانه می تواند مثالی برای این گزینه باشد.

بینش: لحظاتی هستند که در آن در عرض چند ثانیه تا چند دقیقه چیزی متوجه می شویم که تا دهها سال بر زندگی ما تاثیر می گذارد این لحظات اگرچه اغلب اثر اتفاق است اما می توانیم آنها را مهندسی کنید یا حداقل زمینه سازی نماییم.

غرور: لحظات تعیین کننده بهترین حالت ما را ثبت می‌کنند و بعضی اوقات می توان برای نقاط عطف برنامه‌ریزی کرد که خشت به خشت روی هم چیده می‌شوند تا به هدف بزرگتر برسد و این لحظه با معماری غرور می شود درک کرد به عنوان مثال که مرتبط با این گزینه هستند شامل تقدیر نامه هایی می شود که ما دریافت می کنیم و حس غرور ما را برمی انگیزند.

ارتباط: برخی از لحظات تعیین کننده لحظات اجتماعی هستند مانند ازدواج مراسم فارغ التحصیلی این لحظات قدرت بیشتری دارند چون ما آنها را با دیگران سهیم میشویم

لحظات تعیین کننده هم شامل احساس مثبت و هم احساسات منفی می‌شود اما در این کتاب بیشتر بر روی احساسات مثبت تمرکز شده است لحظات تعیین کننده حداقل یکی از عناصر بالا و یا بیش از یکی را به همراه دارند ولی برخی لحظات قدرتمند شامل تمامی عنصر بالا می شود لحظه ها بسیار مهم هستند و چه فرصتی از دست داده می شود آنگاه که آنها را به شانس و اقبال واگذار می‌کنیم، چه بسا که یک معلم می تواند بسیار الهام بخش باشد و یا پرستارها با ایجاد آسایش می‌توانند در آن اثر بخش باشند و همچنین مدیران می‌توانند انگیزه بخش کارمندان خود باشند.

بخش دوم کتاب

در مورد تفکر در لحظات است گفته می‌شود باید در لحظه بیندیشیم تا موقعیت هایی را که ارزش سرمایه گذاری دارند کشف کنیم و یا طبق سیاست یک شرکت یا سازمان می‌توان روز اول کاری هر کارمند را به یک لحظه تعیین‌کننده تبدیل کرد تا در این راستا تاثیر گذاری آن را در کار خود در مجموعه خود شاهد باشند پس تجربه روز اول که مربوط به روز اول کاری هر کارمندی می‌باشد یک لحظه اوج است که در دوره گذار به دست می آید گاهی اوقات برای عبور از مراحلی از زندگی ما نیازمند لحظه های شاخصی هستیم تا گذار را ثبت کنند تحقیقات نشان می دهند که شروع تازه نه فقط در روز سال نو بلکه در تمام تاریخ های مشخص اتفاق می افتد اگر در حال تلاش برای ایجاد یک گذار هستید لحظه تعیین کننده بسازید که میان شمای قدیمی و جدید مرزی بکشد ما می توانیم نقاط عطف زیادی در لحظات تعیین کننده مان بسازیم برخی نقاط عطف نیز وجود دارند که مورد غفلت واقع می شوند به عنوان مثال چرا در مورد دانش آموزان کم لطفی می شود برای مثال چرا هیچ وقت برای هزارمین روز حضور آنها در مدرسه یا پنجاهمین کتابی که خوانده می‌شود جشن گرفته نمی شود ما می توانیم خودمان این نقاط عطف را ایجاد کنیم تفکر در لحظه به این معنی است که ما خودمان را با دوره‌های گذار و نقاط فراز و نیز نوع سومی از تجربیات تنظیم کنیم که این تجربه سوم فرود نام دارد که متضاد فراز است لحظات تعیین‌کننده منفی هستند لحظات درد و دشواری هستند این لحظات باید پر شوند، این یک حرف ساده است به عنوان مثال بیمارانی را در نظر بگیرید که سرطان گرفتند و تازه متوجه شدند. پزشکان و پرستارها و در طی این لحظات ناخوشایندی دلسوز می باشند، در برخی مواقع بیمار باید تا دو سه هفته بیشتر صبر کند تا بتواند زنجیره متخصصانی را که بناست درمانش را شروع کنند ملاقات کند این لحظات برای بیمار به عنوان لحظه فرود شناخته می شود اما می‌توانیم این روند را تغییر دهیم و این لحظه فرود در زندگی بیمار را پر کنیم یعنی با تغییر دادن برنامه درمانی به عنوان مثال با مشخص کردن تاریخ های مراجعه وی می توانیم از ناراحتی این لحظه در زندگی او کم کنیم گاهی اوقات فراز و فرودها جابجا می شوند به عنوان مثال شاید لحظه ای در زندگی را به عنوان فراز در نظر بگیریم در حالی که بعد از متقاعد کردن و در نتیجه قرار گرفتن در آن شرایط در آن لحظه متوجه شویم که آن لحظه فراز نیست و فرود است و به عنوان مثال یک داستان در مورد ساخت دستگاه ام آر آی در کتاب نوشته شده است که نشان می‌دهد هنگام نصب دستگاه در بیمارستان سازنده متوجه می شود که آن لحظه که برای او بسیار لذت بخش بوده، برای مشتریانی که تجربه استفاده از آن را دارند بسیار ناراحت کننده است و باعث می‌شود تا این لحظه به لحظه فرود تبدیل شود پس در این راستا کارهایی را انجام می‌دهند تا آن تجربه برای مشتریان نیز لذت بخش شود و لحظه فراز را تجربه کنند لحظات بالقوه در سازمان‌ها وجود دارد که گفته می‌شود باید به آنها شکل داد این دوره های گذار عامل ارتقا می باشند طبیعی است که ارتقاء گرفتن حس خوبی دارد و بهتر است مراسمی برگزار شود گزینه دیگر مربوط به اولین روز مدرسه و یا اولین روز کاری باشد که می تواند به جلسه تعیین کننده تبدیل شود و گزینه سوم مربوط به پایان پروژه ها میباشد که سازمان‌ها و شرکت‌ها می‌توانند در پایان هر پروژه‌ای مراسمی بگیرند تدارکاتی ببینند به جای این که بلافاصله بعد از پایان یک پرژه شروع پروژه دیگر را جشن بگیرند همان کاری که استیو جابز برای سیستم عامل مک این مراسم را گرفت مشابه یک مراسم تشییع جنازه ساختگی بود. در مورد نقاط عطف برای یک سازمان می توان بازنشستگی یک کارمند را مثال زد که سازمان و شرکت می‌تواند آن لحظه را به یک نقطه عطف برای کارمند خود تبدیل کند و یا موفقیت های غیر منتظره کارمندان را می توان در سازمان جشن گرفت درمورد فرودها می توان این موارد را مثال زد به عنوان مثال مواجهه با بازخوردهای منفی به عنوان مثال پرسنل یک سازمان نظرات منفی نسبت به یک شخص در سازمان داشته‌اند و چگونه می توان در این لحظه که لحظه ای ناخوشایند است به کمک آن شخص رفت و او را از چاله بیرون آورد و یا به هنگام از دست دادن فردی در زندگی کارمند خود، چگونه می‌توان در این لحظات ناراحت کننده به کمک او رفت.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید