معرفی خلاصه کتاب

خلاصه کتاب چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم اثر مارک فیشر ، مارک آلن

کتاب چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم
کتاب چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم

خلاصه کتاب، ماه عسل برداشت شخصی من از نکات مهم و اساسی قابل یادگیری از مطالعه کتاب می باشد ، مطالعه این نکات برای خوانندگانی که وقت و زمان لازم جهت مطالعه کامل کتاب را ندارند خالی از لطف نیست.

خلاصه کتاب چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم اثر مارک فیشر ، مارک آلن

درباره نویسنده :

مارک فیشر Mark Fisher متولد 11 ژوئن 1968 نویسنده و نظریه پرداز فرهنگی است . مارک فیشر شخصیتی سخاوتمندانه، شوخ و مهربان داشت. شهرت فیشر نه به خاطر تفسیر های فوق العاده اش، بلکه به دلیل دیدگاه او نسبت به زندگی بود. دیدگاهی پیچیده و در عین حال منحصر به فرد و منسجم. فیشر همه چیز را با وضوح بیشتری نسبت به دیگران میدید. مارک فیشر را میتوان یک روشنفکر عمومی و یک مفسر فرهنگی موثر دانست. حکایت دولت و فرزانگی یکی از مشهورترین کتاب‌های قرن اخیر در زمینه‌ی روانشناسی و موفقیت است که برای اولین بار در سال 1990 منتشر شد. این کتاب در سراسر جهان فروش بسیار خوبی داشته است. در ایران هم ترجمه‌های فارسی مختلفی از این کتاب منتشر شده است. این کتاب یکی از مشهورترین کتابهای مارک فیشر در جهان است. از کتابهای مارک فیشر میتوان به  فروشنده و میلیونر ، حکایت دولت و فرزانگی ، معبد میلیونرها ، راه و رسم میلیونرها ، میلیونر آنی ، سرانجام کتاب حکایت دولت و فرزانگی ، کتاب حکایت آن که دلسرد نشد ، درس‌‌هایی برای رسیدن به موفقیت و ثروت ، گلف باز و میلیونر ، مثل یک ثروتمند فکر کن ، حکایت عشق و خوشبختی ، وصیت نامۀ میلیونر اشاره کرد.

کتاب چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم

1. موفقیت یک نگرش است. و هر کسی که موفق شده ؛ عاشق کارش بوده است.

2. همه اشخاص موفق، در مقطع ای از زندگی شکست خورده اند.

3. زندگی گزینه‌ای از انتخاب هاست. این ما هستیم که خود گزینه ها را انتخاب می کنیم. ) چه کنیم، چکاره شویم و … (زندگی مجموعه ای از تصمیمات ماست نه شرایط پیرامون ما.

4. شکست خوردن ماهیت کار است. موفقیت‌های بزرگ بلافاصله به دست نیامده اند. موفق ترین انسان ها بیشتر از یک بار شکست خورده اند، اما این شکست‌ها، درسی شده اند برای پیروزی های بعدی. برای ادامه راه باید همیشه عظم و اراده کار داشته باشیم.

5. اهدف و منابع پیرامون خود را بنویسید، به صدای درون خود گوش دهید. جواب صدای درون شماست که مسیر آینده شما را تعیین خواهد کرد.

6. رمز موفقیت، شروع کار کردن است. به آنچه می خواهید انجام دهید باید باور داشته باشید. باورداشتن لازمه موفقیت است.

7. موفقیت با شرایط بیرونی ما ارتباطی ندارد، موفقیت زاده درون ماست.

8. موفقیت بیشتر افراد سرشناس عموماً بعد از سن های میانسال اتفاق افتاده است. برداشت محصول هر فردی ، بستگی به میزان زمان هایی دارد که وی قبلاً برای کاشت صرف کرده است.

9. موفقیت در کنار شروع و اشتیاق به انرژی ذهنی، روانی و تخصصی در موضوع مورد فعالیت نیاز دارد. زیرا در انجام کاری که مورد علاقه مان نیست انرژی دو چندان از ما گرفته می‌شود. ترس از شکست موضوع دیگری است که به شکل پنهان در درون ما، مانع از انجام کار و بیزینس مورد علاقه مان می شود. موفقیت همیشه ناشی از عمل و اقدام ذهنی است.

10. انتخاب هدف، خود گزینه مهم دیگری است. شاید ما اقدام به عمل ذهنی و فیزیکی زده باشیم ولی اگر هدف ما اشتباه باشد این اقدام و عمل فایده ای ندارد . زندگی ما منعکس کننده باورهای ماست.

11. خواستن واقعی باید با عمل و اقدام همراه باشد. خرد واقعی آن است که آنچه به واقع از دنیا می خواهی، آن نصیب تو خواهد شد. نارضایتی خود عامل و سوختی برای اشتیاق شما جهت اقدام و عمل و رسیدن به خرد واقعی است.

12. زندگی ما زمانی متحول خواهد شد که به رویاهایمان و علایقمان توجه کنیم.

13. چهار شرط برای رسیدن به موفقیت: 1- داشتن باور درونی به موفقیت، لازمه شرط اول اعتقاد به خود و عقایدمان است. 2- اقدام لازمه موفقیت است. هیچ شانسی در کار نیست. 3- مشتاقانه بخواهید که میخواهید زندگیتان را تغییر دهید. 4- جرات انجام رویاهای خودتان را داشته باشید.

14. ما ذهن خود هستیم ما ابزار اندیشه مان هستیم. هر چه به آن بیندیشیم آن نمایان می شود. موفقیت نتیجه نگرش درونی ذهن است. قدرت ذهن، نتیجه هوشیاری نهایی است. لازمه ثروت دنیویی، ثروت درونی است. ذهن هوشیار و نیمه هوشیار شبیه یخی است که در درون آب فرو رفته است. قسمت بیرونی یخ از آب، قسمت هوشیاری ما و قسمت درون آب، قسمت نیمه هوشیار ماست. ذهن نیمه هوشیار محل نگهداری عادت ها، و عقده ها و محدودیت های شخصیت ماست. این ذهن نیمه هوشیار است که مسئول تمامی شکست‌های ماست نه شرایط بیرونی.
یکی از راه هایی که می توان ذهن نیمه هوشیار خود را تعلیم دهیم، همین باورهای ماست. همه ما شاید چند باور داریم که عامل محدودکننده ماست. برای مثال: باور به عدم توانایی ما در انجام کاری و دیگری عدم ارزشمند بودن خود به آنچه میخواهیم. ذهن نیمه هوشیار به روش های متعدد برنامه‌ریزی می‌شود از آنها می‌توان به باورها، فرهنگ‌ها اشاره کرد. این را هم در نظر داشته باشیم که باورهای ما روی ادراک ما از اشخاص اثر دارد. ذهن نیمه هوشیار شبیه کامپیوتری است که هر چه به عنوان ورودی به آن بدهیم خروجی شبیه آن دریافت خواهیم کرد. باورها، فرهنگ های غلط و اشتباه به عنوان ورودی که عموما هم از کودکی به آن تزریق شده چیزی جز شبیه ورودی، برای ما خروجی موثری نخواهد داشت. پدر و مادران و مدارس، موثرترین عوامل در ورودی ما در دوران کودکی است.

کتاب چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم

15. تلقین به خود باعث می‌شود که ذهن نیمه هوشیار ما درمان شود و راه حل تلقین تکرار روزانه و مداوم است. تلقین زمانی می‌تواند مفید باشد که: 1- خلاصه باشد2- مثبت باشد 3- بهمراه تایید خویشتن باشد 4- برنامه‌ریزی ذهنی داشته باشیم 5- از روانشناسی تصویر ذهنی استفاده کنیم. آنچه در عمل تلقین، اثربخش است، این است که مثبت بودن عمل مدیتیشن را در نظر داشته باشیم و باور داشته باشیم که تصورات ما در هنگام مدیتیشن کار خودش را می کند. و اثر لازم را در ذهن نیمه هوشیار می‌گذراد.

16. تغییر در ذهن نیمه هوشیار تدریجی و زمان‌بر خواهد بود. بنابراین بعد از مدتی به وضوح، ما تاثیر اعمالمان را در ذهن نیمه هوشیار خواهیم دید.

17. در هنگام تلقین از کلمات و جملاتی استفاده کنید که نشان‌دهنده موفقیت هر روز ما نسبت به گذشته است. مثل این: من هر روز دارم موفق تر می شوم. من هر روز بهتر دارم یاد میگیرم و …

18. شوق موفقیت: برای موفق شدن آنچنان شوق و اشتیاق داشته باشیم که بر ذهن نیمه هوشیار ما اثر فوق العاده ای داشته باشد.محدودیتی برای ذهن متصور نیست مگر آنکه خود برای ذهنمان محدودیتی قائل شویم. تقدیر ما ناشی از اعمال و افکار ماست. این ما هستیم که تقدیر خود را مشخص می کنیم.

19. عدم تصویر سازی ذهنی و عدم باور ما به اعتقادات و توانایی مان، موجب میشود دست به کارهایی که باید بزنیم نمی زنیم و این باعث عدم موفقیت ما می‌شود.

20. کلید موفقیت، توانایی اعتماد به حس ششم ماست. ما باید به شهود و شم خود اطمینان داشته باشیم. اینها راه‌حل موفقیت ما هستند. اعتماد به شم، یعنی اعتماد به دل و درون مان. ما علاوه بر صدای شم، صدای باورها، صدای وجدان، صدای عقاید دیگران و صدای هراس ها، صدای ایده ها منطقی و خوب را هم داریم. متاسفانه روش کاملاً شخصی برای تمیزی این صداها وجود ندارد.یکی از راه های پیدا کردن جواب حس شم مان زمان دادن به مسئله یا خوابیدن با آن است.

21. اتلاف وقت و به وقفه انداختن کارها، خود عاملی بزرگ برای عدم موفقیت است. کاری که در زمان مشخص شاید موفقیتی بزرگ به همراه داشت، بعد از به تعویق انداختن کار شاید دیگر همان موفقیت ارزشی را نداشته باشد.

22. پایبندی به تصمیمات عامل دیگری برای موفقیت در کارهاست. تردید در هر جا و مکانی شکست را ترسیم می کند. 1) گرفتن تصمیمات مهم و شخصی. 2) پایبندی به تصمیمات گرفته شده و تجدید نظر در زمان لازم. این دو عامل مهم ترین مسئله در خصوص تصمیم‌گیری است.

23. نباید زود تسلیم شویم. غرور و عدم اعتماد به نفس کافی برای تسلیم شدن زود می باشد. بسیاری افراد بعد از چندین بار شکست، راه‌حل موفقیت را یافته اند.از اشتباهات خود در گذشته درس بگیریم. چه می‌خواهیم؟ خواسته‌ خود را به زبان ساده بیان کرده و بنویسیم. ذهن نیمه هوشیار با قدرت نامحدود شما را به مکان ها و اشخاص که امکان تحقق رویاهای شما وجود دارد می‌برد. به امکانات و منابع موجود خود توجه کرده و از آنها به نحو بهینه استفاده کنید.فراموش نکنیم که باید از شم خود استفاده کنیم. روزی دوباره به درون خود توجه کرده و به صدای آنها فکر، و ارزش قائل شویم.

24. یکی از دلایل که ما شور و اشتیاق خود را کتمان می کنیم این است که، خود را در توانایی آن کارا محقق نمی دانیم .

25. در کاری که دارید انجام می دهید، در آن بهترین باشید. موفقیت بر اساس خدمت به دست می‌آید. کسب درآمد تنها هدف افراد موفق نبوده و نیست. ثروت پاداشی است که در قبال ارائه بهترین خدمات است، که ما آن را ارائه می دهیم.

26. داشتن هدف، آینده نگری لازمه موفقیت است. ما باید بدانیم امیال و آرزوهای ما چیست؟

27. ما به همان اندازه موفق می‌شویم که برنامه‌ریزی می‌کنیم. تعیین اهداف دقیق، میزان موفقیت ما را مشخص می‌کند. اهداف باید قابلیتSmart داشته باشند. تکرار اهداف در ذهنمان باعث می‌شود که انرژی ما بر اهداف ما متمرکز شود و ما را به سمت اهدافمان سمت و سو ‌دهد.

28. ما می توانیم از طریق تجسم خلاق، ذهن نیمه هوشیار خود را به پیش برانیم.

29. نظم و ترتیب لازمه برنامه ریزی است. تمامی موارد تفریح، زمان با خانواده، ورزش هم در کنار کار و شغل مان برای ما لازم و الزامی است. همه موارد فوق در کنار هم چرخه زندگی ما را می چرخاند.

30. همه ابزارها در اختیار ماست و از آن ها برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید