معرفی خلاصه کتاب

خلاصه کتاب عادت مربیگری (کوچینگی )اثر مایکل بونگی استانیر – قسمت ششم

کتاب عادت مربیگری
کتاب عادت مربیگری

خلاصه کتاب ،ماه عسل برداشت شخصی من از نکات مهم و اساسی قابل یادگیری از مطالعه کتاب می باشد ،مطالعه این نکات برای خوانندگانی که وقت و زمان لازم جهت مطالعه کامل کتاب را ندارند از لطف خالی نیست

خلاصه کتاب عادت مربیگری (کوچینگی) اثرمایکل بونگی استانیر – The Coaching Habit By  Michael Bungay stanier

1. پرسش تنبل

در این بخش، سوالی را کشف می‌کنید که باعث می شود برای کسانی که مدیریت می کنید، مفید تر باشید، در حالی که کمتر کار می کنید و تصمیم می گیرید که تنبل بودن در مجموع چیز خوبی است.

2. مثلث (جدید) هفت کوتوله و درام کارپمن

تحلیل رفتار متقابل (TA) یک مدل درمانی نسبتاً منسوخ است که برچسب‌های ((والد- کودک)) و ((بالغ – بالغ)) را در اختیار ما قرار داده است. این مدل جذاب است، اما پیاده سازی مستقیم آن در سازمانها تقریباً غیر ممکن است، چون بیش از حد بر درمان تمرکز می‌کند. مثلث درام، یک تفسیر کاربردی از TA است که توسط استفان کارپمن ایجاد شده و روشی برای علمی و مفید کردن TA است.

3.پرسش تنبل: چطور می توانم کمکتان کنم؟

قدرت سوال ((چطور می‌توانم کمکتان کنم؟)) دو برابر است. اول اینکه، شما دارید همکارتان را مجبور می کنید که یک تقاضای مستقیم و شفاف مطرح کند. این کار ممکن است برای او هم مفید باشد. شاید او هم کاملا مطمئن نیست که چرا گفتگو با شما را شروع کرده است. مطمئنا می‌داند که چه چیزی می‌خواهد، اما تا زمانی که شما آن سوال را نپرسیده باشید، او نمی داند که دقیقا چه چیزی می خواهد. حتی اگر بداند که دقیقاً چه می‌خواهد، پرسیدن سوال برای شما مفید است، چون می‌توانید تصمیم بگیرید که آیا این درخواست را قبول کنید یا نه.
مزیت دوم این سوال که ارزش بیشتری هم دارد این است که این سوال شما را از فکر کردن به این که خودتان می‌دانید بهترین روش کمک کردن به دیگران و وارد شدن عمل شدن چیست بازمی‌دارد. این همان رفتار ناجی کلاسیک است. این سوال هم مانند سوال ((و دیگر چه؟)) یک ابزار خود – مدیریتی برای حفظ کنجکاوی و درعین حال تنبلی است. شما زمان زیادی از روزتان را صرف انجام دادن کارهایی می کنید که خیال می کنید دیگران می خواهند شما انجام بدهید. حتی گاهی هم کاملاً اشتباه می‌کنید، اما این بدترین حالت نیست، چون این مشکل خیلی زود حل می شود. موضوع خطرناکتر مربوط به وقتی است که فقط کمی اشتباه کرده‌اید. در این حالت، فکر می کنید که کاری را انجام می دهید که دیگران می خواهند، اما آن کار به اندازه‌ای است که واقعا مفید باشد و نه آنقدر اشتباه که کسی به شما بگوید که آن را متوقف کنید.

4. بی پرده صحبت کنید…

نسخه صریح تر سوال ((چطور می‌توانم کمکتان کنم؟)) این است: ((از من چه می‌خواهید؟)).
یک روش برای ملایم کردن این سوال و هر سوال دیگر، این است که از عبارت ((کنجکاوم بدانم)) استفاده کنید. کاری که این عبارت می‌کند این است: سوال را از چیزی که ممکن است یک بازجویی به نظر برسد، به یک درخواست مناسب تر تبدیل می کند. عبارات دیگری که می توانند تاثیر ملایم سازی مشابهی بر سوال داشته باشند، عبارتند از: ((میخواستم بدانم که…)) یا ((برای اینکه بهتر متوجه شوم…)) یا حتی ((برای اینکه مطمئن شوم که همه چیز را می‌دانم…)).

5. اضطراب پرسیدن ((چطور می توانم کمکتان کنم؟)) و نحوه مدیریت آن

بزرگ‌ترین نگرانی افراد هنگام پرسیدن ((چطور می توانم کمکتان کنم ؟)).
پاسخ های بالقوه وسیعی است که ممکن است بگیرند. نکته ضروری که باید بدانید این است که صرف نظر از جوابی که می گیرید، می توانید از واکنش‌های مختلفی برای جواب دادن استفاده کنید. البته که یکی از آنها ((بله)) است. می توانید همیشه بگویید: بله؛ اما مجبور نیستید این کار را بکنید و همین احساس اجبار به گفتن بله منبع نگرانی شماست.
((نه نمی توانم آن کار را انجام بدهم )) یک گزینه دیگر است. شهامت گفتن نه یکی از راه‌هایی است که می‌تواند جلوی مفید بودن افراطی شما را بگیرد.
(( نمی‌توانم آن کار را انجام بدهم… اما به جایش می توانید پیشنهاد مقابلتان را بگویید)) یک پاسخ نسبتا خوب است. فقط نگویید: نه؛ به دیگران گزینه‌های دیگری هم بدهید. و در نهایت، می توانید با این جواب، برای خودتان کمی زمان بخرید: ((اجازه بدهید درباره‌اش فکر کنم)). ((مطمئن نیستم، باید اول چند چیز را بررسی کند و بعد جواب بدهم)).

6. همیشه زمان و مکانی برای توصیه کردن وجود دارد و هدف ما این نیست که هیچ وقت جوابی ندهیم؛ اما بهتر است بگذاریم که دیگران جواب های خودشان را پیدا کنند. پس عادت جدید شما این است:
وقتی اتفاق می‌افتد که…
یک نفر به شما زنگ می زند، به اتاقتان سر میزند، در اداره فریاد می‌زند، یا برایتان پیامک می فرستد و می پرسد: ((چطور می‌توانم درخواستی کنم که احتمالا شما را به دام خواهد انداخت؟))
به جای..
جواب دادن به…
من… خواهم…
بگویید: ((سوال خیلی خوبی است. من نظراتی دارم که با شما در میان می گذارم؛ اما قبل از آن، به من بگویید که خودتان چه نظری دارید؟))
و وقتی او دارد جواب می‌دهد که این کار را خواهم کرد، سرتان را به نشانه تایید تکان بدهید و خودتان را علاقمند نشان بدهید و وقتی جوابش را تمام کرد، بگویید: (( عالی است. چه کار دیگری می توانید انجام بدهید؟))
و در این حالت، گفته های او برایتان جالب تر خواهد شد.
سپس بگویید: ((خیلی خوب است. آیا چیز دیگری هم هست که بتوانید در این مورد امتحان کنید؟))
و آن موقع، تنها آن موقع، است که می توانید نظر خودتان را اضافه کنید و البته اگر گفت وگو خوب پیش برود، باز هم بپرسید: ((و دیگر چه؟)) تا زمانی که طرف مقابل، دیگر نظری نداشته باشد.
عادت قدیمی که می‌خواهید بشکنید، چیزی نیست به جز همان تمایل سریع به کمک کردن و وارد عمل شدن. کارهایی مانند اینکه، راهکاری بدهید، پاسخی بدهید، کاری به کارهای قبلی تان اضافه کنید. شما فکر می کنید می‌دانید که درخواست طرف مقابل چیست ،حتی با وجود اینکه آن درخواست علنا مطرح نشده است. خلاصه اینکه، شما دارید برای خودتان مسئولیت درست می کنید.

7. عادت جدیدتان را توصیف کنید که می تواند چیزی شبیه به این باشد: (( از آنها خواهم پرسید: ” چطور می توانم کمکتان کنم ؟“))
وقتی سوال تنبل یا هر سوال شروع کننده کلی تری را می‌پرسید، علم به ما می‌گوید که نه تنها موثرتر، بلکه محترمانه تر عمل کرده اید.

8. کلاس فوق العاده پرسش – بخش 6

و حالا عادت جدید شما
فعالانه گوش خواهم داد و وقتی حواسم پرت می شود (که حتماً هم می شود) بر می‌گردم و دوباره گوش دادن را شروع می‌کنم.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید