معرفی خلاصه کتاب

خلاصه کتاب طرز فکر، روانشناسی نوین موفقیت اثر کارول دوک – قسمت سوم

کتاب طرز فکر
کتاب طرز فکر

خلاصه کتاب ،ماه عسل برداشت شخصی من از نکات مهم و اساسی قابل یادگیری از مطالعه کتاب می باشد ،مطالعه این نکات برای خوانندگانی که وقت و زمان لازم جهت مطالعه کامل کتاب را ندارند از لطف خالی نیست

خلاصه کتاب طرز فکر، روانشناسی نوین موفقیت اثر کارول دوک

در این کتاب خواهیم آموخت که چطور یک باور ما ، تمامی فکر ما را تحت سلطه خود قرار داده و ما بر مبنای آن تصمیم می گیریم، این نوشته آموخته های شخصی بنده از مطالعه کتاب می‌‌باشد.

1) افراد در طرز فکر ثابت فکر می‌کنند وقتی دچار شکست عشقی و زندگی زناشویی می شوند آنها مشکل برقراری ارتباط و روابط دارند. در مقابل افراد دارای طرز فکر قابل رشد، یاد می‌گیرند که روابط آنچنان مهم است که باید سعی کنند از تجربیات خود در زندگی قبلی، در خصوص ایجاد روابط و اینکه چه کسانی برای آنها مناسب است یاد بگیرند.

2) تا این اینجا فهمیده ایم که افراد دارای طرز فکر ثابت معتقدند مهارت‌های آنها ثابت است ولی در روابط زناشویی دو چیز دیگر هم اضافه می‌شود: اینکه ویژگی آنها در روابط زناشویی ثابت است و یا اینکه ویژگی‌های طرف مقابل آنها ثابت است و یا ویژگی های هر دو طرف ثابت است. در مقابل افراد دارای طرز فکر قابل رشد معتقدند هم ویژگی‌ها و ارتباطات آنها هم همسرشان قابل رشد و ارتقاء است.

3) در طرز فکر ثابت، افراد معتقدند که تمامی اتفاقات خوب در زندگی آنها، اگر اتفاق بیفتد خواهد افتاد و تلاش برای آن لازم نیست( مثل زندگی سیندرلا و…. ). اینگونه افراد معتقدند خوشبختی یعنی اینکه آنها هیچ گونه تلاش و کوششی برای موفقیت در زندگی شان انجام ندهند و خوشبختی مثل معجزه به سراغ آنها بیاید.

4) افراد دارای طرز فکر ثابت معتقدند که شریک زندگی آنها، باید طرز فکر مشابهی عین آنها داشته باشد. رابطه ای بدون تلاش و کوشش، رابطه ای محکوم به فناست. نه رابطه ای عالی. اینگونه افراد فکر می کنند که مشکلات و نواقص شریکشان ریشه در شخصیت آنها دارد. اینگونه افراد وقتی مشکلی در شریکشان مشاهده می کنند نسبت به تحقیر طرف مقابل اقدام می کنند.

5) افراد دارای طرز فکر قابل رشد معتقدند که زندگی مشترک یعنی قبول مشکلات و حرکت به سمت حل، ارتقاء و تقویت روابط یا حل این مشکلات و قبول محدودیتهای یکدیگر.

6) برای افراد با طرز فکر ثابت، بخشش سخت است چون اگر شریک خود را در برابر مشکلات و چالش ها ببخشند آن وقت باید مسولیت آن چالش ها و مشکلات را خود قبول کنند و خود را سرزنش کنند، که این امر برای آن آنها قابل قبول نیست. چون فکر آنها اجازه نمی دهد که خود را مقصر و عامل اصلی مشکلات ببینند.

7) افراد دارای طرز فکر ثابت از مواجهه با افراد دارای سطح مهارتهای بالا دوری می کنند چون فکر می کنند ایرادات و نواقص آنها به چشم می آید و موجب شرمندگی آنها خواهد شد. در مقابل افراد دارای طرز فکر قابل رشد،مواجه با اینگونه افراد را فرصتی برای پیشرفت، رشد و یادگیری می بینند و از اینکه بفهمند نواقص، مشکلات و ایرادات آنها چیست استقبال می کنند.

8) پدر و مادران با طرز فکر ثابت: وقتی فرزندان آنها در تحصیل نمرات بالای می گیرند، هوش و استعداد آنها را تحسین می کنند و به فرزندان خود القا میکنند که هوش و استعداد آنها بالاست و هر چیزی را که سریع یاد بگیرند،علت در هوش و استعداد بالا آنهاست. در مقابل پدر و مادران با طرز فکر رشد، وقتی فرزندان آنها در تحصیل نمرات بالایی می‌گیرند آنها را نه به علت هوش و استعداد بالا بلکه به خاطر میزان وقت و انرژی که صرف تحصیل خود کرده اند متوجه کرده و علت موفقیت آنها را متوجه آن قضیه می‌کنند. پدر و مادران دارای طرز فکر قابل رشد فرزندان خود را به نحوی تحسین می‌کنند که آنها متوجه میزان تلاش و کوشش خود (نه میزان بالای هوش و استعداد) شوند.

کتاب طرز فکر

9) پدران و مادران دارای طرز فکر رشد، هیچ وقت جلوی فرزندان خود، دیگر بچه ها را باهوش، متعهد و … صدا نمی کنند و بچه های خود را کودن، احمق، بی استعدادو …. خطاب قرار نمی‌دهند.

10) پدران و مادران دارای طرز فکر قابل رشد، هیچ وقت فرزندان را در خصوص کاری که انجام دادند به آنها نمی گویند آن کار را سریع و کامل انجام دادید، چرا که این حرف‌ها برای کودکان این معنی را در پی دارد که اگر کاری را سریع و کامل نتوانم انجام دهم نباید دنبال آن کار بروم. در واقع فرزندان با این حرف‌ها، از کارهای چالشی و پر تلاش دوری می‌کنند. در مقابل آنها به بچه‌های خود می‌گویند این کار خیلی آسان بود بیا، کار دیگری را که به تلاش و کوشش زیادی احتیاج دارد و چالش برانگیز است انجام دهیم.

11) پیام واضحی در جامعه ما وجود دارد، پدران و ماردان با طرز فکر ثابت، فرزندان خود را از شکست دوری می دهند و وقتی آنها در مسابقه یا آزمونی نتوانند به موفقیت برسند با کلماتی از قبیل تو بهترین بودی، این مسابقه آنقدر هم ارزش اش را نداشت، دفعه بعد تو قهرمان می شوی و … مورد خطاب قرار می دهند .چرا؟
الف)وقتی ما می گوییم فرزند ما بهترین بود داریم دروغ می گوییم ، فرزند و والدین هم می دانند که فرزند آنها در آن روز بهترین خودش نبود و به وی هیچ پیغامی در خصوص تلاش و کوشش زیاد نمی دهند.
ب) قضیه و ناکارآمدی را متوجه دیگران می کنند و می گویند مقصر اصلی عدم موفقیت تو،فلان چیز بود.این عامل باعث می شود فرزند در زندگی آینده خود، عدم موفقیت های خود را متوجه دیگران کند و هیچ تلاشی برای جبران و رفع کمبودهای خود انجام ندهد.
ج) اگر به وی انتقال دهیم که کاری که انجام داده و در آن موفق نبوده، کار زیاد مهمی هم نبوده است! آیا واقعا این پیام اصلی شماست؟ نه شما و نه فرزندان شما قبول ندارند که این مسابقه و یا آزمونی که در آن شرکت کرده اند مهم نبوده است.
د) او توانایی دارد! این می توان گفت اشتباه ترین پیامی است که به وی داریم انتقال می‌دهیم، به وی می گوییم که تو اگر تلاش و کوشش ات را زیاد نکنی باز هم برنده ای و نیازی به انجام کار دیگر نیست.

12) انتقاد سازنده از فرزندانمان یعنی اینکه کمک کنیم آنها کار بهتری را انجام دهند، نتیجه بهتری بگیرند و درست فکر کنند.

13) قضاوت و مجازات برای فرزندان یادگیری را در پی ندارد، والدین با طرز فکر ثابت، به فرزندان خود آموزش نمی‌دهند که می توانند خلاقیت و یادگیری به کار ببرند آنها آموزش نمیدهند که باید تلاش و کوشش کنند.

14) طرز فکر می تواند موضوع مرگ و زندگی باشند. معلمان با طرز فکر ثابت خود را کامل می بینند و وظیفه خود را صرفا انتقال دانش می دانند. در مقابل معلمان با طرز فکر قابل رشد، آماده اند در کنار دانش‌آموزان خود به یادگیری ادامه دهند از آنها هم یاد بگیرند.

15) مربی با طرز فکر قابل رشد، به تیم خود حس شایستگی می‌دهد وی به آنها حس موفقیت، تلاش و رشد را انتقال میدهد.

16) مراقب موفقیت باشید. چون می‌تواند ما را به سمت طرز فکر ثابت بکشاند. چرا که ما ممکن است فکر کنیم متعهد و باهوش هستیم. در عوض با روی آوردن به طرز فکر قابل رشد، با سعی و تلاش بیشتر موفقیت‌ها دو چندان خواهد شد.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید