معرفی خلاصه کتاب

خلاصه کتاب سختی کارهای سخت اثر بن هورویتز – قسمت ششم

کتاب سختی کارهای سخت
کتاب سختی کارهای سخت

خلاصه کتاب سختی کارهای سخت اثر بن هورویتز

خلاصه کتاب، ماه عسل برداشت شخصی من از نکات مهم و اساسی قابل یادگیری از مطالعه کتاب می باشد ، مطالعه این نکات برای خوانندگانی که وقت و زمان لازم جهت مطالعه کامل کتاب را ندارند خالی از لطف نیست.

 پایان آغاز

1. وقتی دیوید برن که یکی از شرکای کارکشته بود جلوی دیگر بنیانگذاران شرکت از من
پرسید: (( کی قرار است یک مدیر عامل واقعی شوی؟))، مکالمه مان به سراشیبی تندی افتاد.

حرفش حسابی حالم را گرفت. بزرگترین سرمایه گذارمان عملاً مرا جلوی تیمم مدیرعاملی قلابی خوانده بود. پرسیدم: (منظورت چیست؟)) و امیدوار بودم در گفته اش تجدید نظر کند و بتوانم آبروداری کنم. اما او ادامه داد: ((کسی که سازمان بزرگی را طراحی کرده باشد، کسی که مدیران اجرایی محشری بشناسد و همراه خود روابط پیش ساخته ای با مشتریان به شرکت بیاورد، کسی که بداند دارد چه کار می‌کند.))

2. ما دو کمبود کلیدی مدیرعامل- بنیانگذار نسبت به مدیرعامل حرفه‌ای را شناسایی کردیم:

مجموعه مهارت های مدیرعاملی: مدیریت مدیران اجرایی، طراحی سازمانی، اداره تشکیلات فروش و امثال اینها، همه و همه مهارت های مهمی بودند که بنیانگذاران فنی فاقد آن بودند.
شبکه مدیرعامل: مدیر عامل های حرفه ای شبکه گسترده ای از مدیران اجرایی، مشتریان وشرکای بالقوه، اصحاب رسانه، سرمایه‌گذاران و ارتباطات کسب و کاری مهم دیگر داشتند. اما بنیان‌گذاران فنی، مهندسان خوبی می‌شناختند و بلد بودند کد بزنند.

3. بعد از هشت سال اداره لودکلود و آپسویر، آن قدر درس‌های دشوار آموخته بودم که تشکیل تیم کار چندان سختی نباشد. اهمیت استخدام به خاطر داشتن توانایی و نه به خاطر نداشتن ضعف را درک می کردم و معنی ((تناسب)) را می فهمیدم. آدم های باهوش زیادی در دنیا وجود دارند، اما باهوشی کافی نیست. من به کسانی نیاز داشتم که در جایی که نیاز به بزرگی دارم بزرگ باشند. به کسانی نیاز داشتم که انجام کاری را که به خاطرش استخدام شده اند واقعا دوست داشته باشند. به کسانی نیاز داشتم که به ماموریتمان باور داشته باشند؛ تبدیل کردن سیلیکون ولی به جای بهتر برای ساختن شرکت.

4. کارهای سخت ، سخت هستند زیرا پاسخ ساده یا نسخه آماده ای برایشان وجود ندارد. سخت هستند زیرا احساسات را به جنگ منطق فرا می خوانند. سخت هستند چون پاسخشان را نمی دانید و بدون نشان دادن ضعف نمی‌توانید تقاضای کمک کنید.

5. وقتی جلوتر رفتم فهمیدم کلید پیشرفت، پذیرفتن بخش‌های غیر معمول پس زمینه ام است. همین چیزها بود که دیدگاه‌ها و رویکردهای منحصربه‌فردی از کسب و کار دستم می‌داد. چیزهایی که من داشتم و هیچ کس دیگر نداشت. حتی دست یازیدن به سرمایه داری ترین مسیر قابل تصورم به سمت آرمان‌های کارل مارکس هم کار من بود. روی سنگ قبر پدربزرگم جمله محبوب او از مارکس نوشته شده است: ((زندگی مخمصه است.)) من معتقدم مهمترین درس کارآفرینی در این جامعه نهفته است: از مخمصه استقبال کن.

6. از رهبر پیروی کنید. سه خصلت برای اینکه افراد از رهبر پیروی کنند:

توانایی بیان صریح چشم انداز (خصیصه استیو جابز)
نوع درستی از بلند پروازی(خصیصه بیل کمپل)
توانایی دست یابی به چشم انداز (خصیصه اندی گروو)

7. مدیر عاملی دوران صلح و دوران جنگ

دوران صلح : دوران صلح در کسب و کار یعنی زمانی که شرکتی مزیتی بزرگ بر رقبایش در بازار اصلی اش داشته باشد و بازارش هم رو به رشد باشد . در دوران صلح رهبر ها باید فرصت های جاری را گسترش دهند و بیشینه کنند .
دوران جنگ : در این برهه شرکت در حال مقابله با تهدید قریب الوقوعی است که موجودیتش را به خطر می اندازد . بقای شرکت در دوران جنگ بسته به پای بندی بی کم و کاست به ماموریت و هم راستایی کامل با ان است

8. تفاوت های تکنیک های مدریتی در دوران صلح و جنگ

1. صلح : پایبندی به رعایت اداب و رسوم      جنگ: تخطی از اداب و رسوم
2. صلح : تمرکز روی مباحث کلی      جنگ : تمرکز روی اهداف و مباحث خیلی جزیی
3. صلح: استخدام های بزرگ و گسترده      جنگ: استخدام و همچنین تعدیل نیرو
4. صلح:برنامه ای اقتضایی دارند      جنگ: امید به شانس
5. صلح: برنامه برای فرهنگ شرکت      جنگ:جنگ فرهنگ را تعیین میکند
6. صلح: میکوشد بد دهنی نکند      جنگ: تعمدا بددهنی میکند
7. صلح: بزرگ کردن بازار      جنگ:دست یافتن به بازار
8. صلح: تحمل انحرافات در کنار خلاقیت جنگ:اصلا گذشت ندارد
9. صلح: صدایش را بالا نمیبرد . جنگ: به ندرت معمولی صحبت میکند
10. صلح: کمینه کردن تعارض ها جنگ: تشدید تناقض ها
11. صلح: جلب همراهی کارمندان . جنگ:نه به دنبال اجماع است و نه اختلافات را تحمل میکند
12.صلح: اهداف بزرگ و مهیج تعیین میکند . جنگ: بدون هدف و حتی فرصتی برای فکر کردن به اهداف

9. گرفتن بازخورد از کارمندان
ساندویچ کثافت : اگر دادن بازخورد به افراد را با تعریف کردن شروع کنید پذیرش بسیار بیشتری نسبت به بازخورد شما خواهند داشت .سپس میتوانید پیام دشوار را به اومنتقل کنید

10.ارزیابی مدیر عامل : دو جنبه ارزیابی مدیر عامل

استراتژی : تعیین تمامی شرایط کارمندان ،‌اهداف و ….

تصمیم گیری :تصمیمات فوق العاده از مدیر عامل هایی بر می اید که ترکیب گلچینی از هوش ، منطق و شجاعت را از خود به نمایش بگذارند. برای اجرایی کردن تصمیمات شرکت باید :ظرفیت انجام این کار را داشته باشد. وجایی باشد که همه کارمندان بتوانند کارها را به سرانجام برسانند

11. امروز که با کارآفرین ها کار میکنم، اصلی ترین چیزی که سعی می کنم منتقل کنم همین است. عجیب بودنت را، پس زمینه ات را و غرایزت را بپذیر. کلیدهای موفقیت اگر آنجا نباشند، هیچ جای دیگر هم نیستند. من می‌توانم به آنها بگویم در چه وضعیتی هستند، اما نمی‌توانم بگویم چه کار کنند. فقط می‌توانم کمک کنم خودشان را پیدا کنند. گاهی هم در جاهایی که من نتوانسته ام آرام می گیرند. البته که حتی با وجود تمام اندرزها و ادراکاتی که در دنیا وجود دارد، کارهای سخت همچنان باقی خواهند ماند. پس در پایان، فقط می گویم زنده باد همه کسانی که در مخمصه برآورده کردن رویاهایشان هستن.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید