معرفی خلاصه کتاب

خلاصه کتاب: رهبران آخر از همه غذا می خورند اثر سایمون سینک – قسمت دوم

رهبران آخر از همه عذا می خورند
رهبران آخر از همه عذا می خورند

خلاصه کتاب ،ماه عسل برداشت شخصی من از نکات مهم و اساسی قابل یادگیری از مطالعه کتاب می باشد ،مطالعه این نکات برای خوانندگانی که وقت و زمان لازم جهت مطالعه کامل کتاب را ندارند از لطف خالی نیست

رهبران آخر از همه می خورند اثر سایمون سینک – Leaders Eat Last By Simom Sinek

1. محیط کار حمایت گری که به خوبی مدیریت شود، برای سلامتی افراد مفید است. کسانی که احساس کنترل بیشتری دارند، کسانی که احساس می‌کنند قدرت تصمیم‌گیری دارند و الزامی برای دریافت تایید مقام بالاتر ندارند، کمتر دچار تنش عصبی می شوند،کسانی که فقط کاری را که از آنها خواسته شده انجام می‌دهند و همواره مجبور به پیروی از قوانین هستند، بیشتر از همه رنج می برند.

2. بهترین شرکت ها تقریبا همیشه دوره سختی را به خوبی پشت سر می‌گذارند، چرا که کارکنانشان تا تحقق نهایی این امر از آنها پشتیبانی می‌کنند. به عبارت دیگر، از دیدگاهی کاملاً تجاری، در هر شرایط اقتصادی تاثیر رفتار خوب با زیردستان بر وضعیت مالی شرکت‌ رضایت بخش تر از رفتار نامناسب با آنهاست.

3. تعداد زیادی از رهبران به گونه‌ای سازمان‌های متبوع خود را مدیریت می‌کنند که منجر به زیان مالی و کاهش میزان کارایی می‌شود و به سلامتی کارکنان صدمه می‌زند. اگر این حقایق نتواند ما را برای پذیرش ضرورت ایجاد تغییر و تحول متقاعد کند، شاید عشق و فرزندان بتواند این امر را محقق سازد.

4. رهبران شرکت‌هایی که فکر می‌کنند سودآوری و کسب درآمد در نجات و حفظ سلامتی فرد ارجحیت دارد، باید انتظار بروز زنجیره‌ای از رویدادهای ناگوار را داشته باشند که قطعاً پیامد چنین طرز فکری است .تنها راه حل این مشکل برپایی و حفظ حلقه های امن در محل کار است. به دنبال مقصر گشتن مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه همکاری و اقدام‌های فعالانه مشکل گشاست. خبر خوب اینکه نیروهای قدرتمندی وجود دارند که می‌توانند به ما کمک کنند. اگر بتوانیم یاد بگیرید که چگونه این نیروهای به ظاهر فوق طبیعی را مهار کنیم، می توانیم اشتباهی بزرگ را اصلاح کنیم. کار پیچیده‌ای نیست، فقط باید بر اساس طبیعت وجود خود عمل کنیم.

5. هنگامی که خود را عضوی از گروه می‌دانیم و به همکاران خود اعتماد می‌کنیم، طبیعتاً برای رویارویی با مشکلات و تهدیدهای برون سازمانی همکاری خواهیم کرد. اما اگر احساس تعلق و وابستگی نداشته باشیم،مجبور می‌شویم برای محافظت از خود در برابر یکدیگر زمان و انرژی زیادی صرف کنیم و ناخواسته آسیب‌پذیری خود را در مقابل چالش ها و تهدیدهای خارجی افزایش دهیم. علاوه بر این، با تمرکز و مسائل داخلی، پست های خارجی را نیز از دست خواهیم داد. وقتی در میان همکاران خود احساس امنیت کنیم، امکان ماندگاری و رشد و شکوفایی ما افزایش می‌یابد. این روال درست حاکم بر امور زندگی است.

6. موفقیت گونه انسانی از روی خوش‌شانسی نبوده بلکه آنها را کسب کرده است.برای دستیابی به جایگاهی که داریم، سخت تلاش کرده و این کار را همواره با یکدیگر انجام داده‌ایم. اما برای با یکدیگر کار کردن به وجود آمده ایم. از نظر زیست شناسی اصل و ریشه وجود ما انسانها ساختاری کاملا اجتماعی دارد. وقتی برای کمک به دیگران تلاش می‌کنیم،بدن ما نسبت به این تلاش‌ها واکنش مثبتی نشان می‌دهد و در نتیجه این رویه را ادامه می‌دهیم.

7. چهار ماده شیمیایی اصلی در بدن وجود دارد که در تمام احساسات مثبت ما دخیل اند و به طور کلی آنها را ((شادی)) می نامیم: اندورفین، دوپامین، سروتونین و اکسی توسین(ایی. دی. اس. ا). وقتی هرگونه شادی و مسرتی داریم، احتمالا به خاطر جریان یک یا تعدادی از این مواد در رگهای ماست، فرقی نمی کند که به تنهایی، هماهنگ با یکدیگر یا در دوز کم یا زیاد وارد عمل شوند. ماهیت وجودی آنها صرفاً برای سرخوشی ما نیست. عملکرد هر یک از آنها برای دستیابی به هدف واقعی و امکان پذیر یعنی حفظ بقا تعریف شده است.

8. تناقض ظاهری منافع، حتی در زیست‌شناسی ما هم نمود دارد. در حالی که از چهار ماده شیمیایی محرک در بدن ما دو تای آنها اساساً برای کمک به دستیابی به غذا و اجرای تمام و کمال کارها تکامل یافته اند، دو ماده شیمیایی محرک دیگر برای کمک به برقراری ارتباط و همکاری با دیگران به وجود آمده اند. دوماده شیمیایی محرک اولی، اندروفین و دوپامین اند که به ما کمک می‌کنند تا در مقام فرد به مقصد مورد نظرمان مانند پشتکار داشتن، دستیابی به مواد غذایی، بر پایی سرپناه، ابداع کارافزار و اجرای تمام و کمال کارها برسیم. این دو ماده شیمیایی محرک دیگر یعنی سروتونین و اکسی توسین، برای تشویق به همکاری و پرورش احساس اعتماد و وفاداری به وجود آمده اند. من این دو را مواد شیمیایی ((فداکار )) می نامم. عملکرد آنها مربوط به تقویت ارتباطات اجتماعی ماست که بتوانیم بهتر با یکدیگر همکاری کنیم و در نهایت به زندگی خود ادامه دهیم و اطمینان داشته باشیم که در نواده‌های ما بیشتر از ما زندگی خواهند کرد.

9. دو ماده شیمیایی اندورفین و دوپامین دلیل ایجاد انگیزه شکار و گردآوری و نگهداری آذوقه در ما هستند. آنها باعث می‌شوند که هنگام دستیابی که در جست وجویش هستیم، ساختن چیزی که لازم داریم و رسیدن به هدفمان احساس خوشایندی داشته باشیم. این دو ماده مولفه‌های اصلی پیشرفت و ترقی انسان اند.

10. اندورفین عامل سرخوشی ناشی از ورزش استقامتی : تنها هدف اندورفین پوشاندن درد فیزیکی است. فقط همین. اندورفین را داروی آرامبخش شخصی خود در نظر بگیرید. این ماده شیمیایی گاهی در پاسخ به احساس ترس و تنش عصبی ترشح می‌شود و درد فیزیکی را با احساس لذت و خوشی پوشش می دهد.

11. دوپامین؛ عامل محرک پیشرفت : دوپامین دلیل احساس خوبی است که در زمان دستیابی به آنچه که در جست وجویش هستیم یا وقتی در اجرای تمام و کمال کاری موفق می‌شویم، به ما دست می دهد. همچنین علت اصلی احساس رضایت از انجام کاری مهم، تکمیل پروژه، رسیدن به هدف یا حتی دستیابی به یکی از اهداف کوتاه مدت در طول مسیر هدف نهایی است. همه می‌دانیم خط زدن یک مورد از فهرست کارهایی که باید انجام شوند، چقدر لذت بخش است. دراصل احساس پیشرفت و لذت دستیابی به اهداف، ناشی از ترشح دوپامین است.

12. سروتونین و اکسی توسین در اعتماد به دیگران و ایجاد روابطی دوستانه با آنها به ما کمک می‌کنند که این مسئله باعث تحریک رفتار اجتماعی داوطلبان می شود و در نتیجه ما پشتیبان هم خواهیم بود. این دو ماده شیمیایی عامل اصلی پیدایش جوامع انسانی و فرهنگهای مختلف اند. این دو ماده،موجب همیاری و همکاری ما برای تحقق اهداف بزرگتری می‌شوند که اگر به تنهایی با مشکلات رو در رو می‌شدیم، تحقق آنها امکان‌پذیر نبود.وقتی با یکدیگر همکاری یا از همدیگر پشتیبانی می‌کنیم، با سروتونین و اکسی توسین با ایجاد احساس امنیت، کامیابی، تعلق، اعتماد و دوستی ما را تشویق می‌کنند. هنگامی که این احساسات به موقع و به جا برانگیخته شوند، هر یک از ما را به رهبری جذاب، مریدی وفادار، دوست صمیمی، شریکی معتمد، انسانی معتقد… تبدیل می کنند. در صورت بروز چنین اتفاقی، وقتی خود را در حلقه امن حس میکنیم، تنش عصبی کاهش و رضایت شغلی افزایش می یابد. همچنین تمایل به خدمت رسانی به دیگران افزایش و تمایل به اعتماد به حمایت دیگران به اوج خود می‌رسد. اما چنانچه جلو بروز این محرک های اجتماعی گرفته شود، خودخواه تر و سلطه جوترمی شویم، رهبری ضعیف‌تر می‌شود و میزان همکاری کاهش می‌یابد. تنش عصبی و شک و بدگمانی نیز افزایش می‌یابد.

13. اگر شرایط حاکم بر محیط کاری، دسترسی به چنین محرکت‌هایی را مشکل تر کند، تمایل شدید کمک به همکاران یا سازمان از بین می‌رود. همچنین نبود احساس تعهد باعث کاهش میل همکاران به یاری ما می‌شود و چرخه ای معیوب فعال می شود. هرچه حمایت همکاران و رهبران از ما کمتر شود، کمتر از آنها پشتیبانی می‌کنیم و هر چه کمتر از آنها حمایت کنیم، خودخواه تر می شوند، در نتیجه ما هم خودپسندتر می شویم. اگر این مسئله به واقعیت بپیوندد، در نهایت همه بازنده اند.اکسی توسین و سروتونین شرایط را برای ابراز رفتارهای اجتماعی آسان‌تر می‌کنند و فقدان آنها باعث بروز ناسازگاری می‌شود. وقتی رهبران سازمان فرهنگی را رواج دهند که مانع آزادسازی این مواد شیمیایی شود، تباهی و نابودی از راه می‌رسد، یعنی نابودی مشاغل و شادی ما و تباهی موفقیت خود سازمان. آنچه توانایی سازمان را برای انعطاف پذیری در برابر تغییرات زمانه و غلبه بر ناملایمات تعیین می‌کند و آن چه میزان کشف و ارائه نوآوری های جدید را مشخص می سازد، قدرت و استحکام فرهنگ آن سازمان است نه بزرگی آن یا حجم منابعی که در اختیار دارد. در شرایط مساعد، هنگامی که حلقه امن موجود همگان را پوشش می‌دهد، بهترین عملکرد را ارائه می‌کنیم، بر اساس الگوی آفرینش خود رفتار می‌کنیم و متعهد می‌شویم.

14. سروتونین ؛ ماده شیمیایی رهبری:
هر چه بیشتر خود را وقف موفقیت دیگران کنیم، ارزشمان در گروه بیشتر می‌شود و احترام بیشتری برای ما قائل می‌شوند. و هر چه احترام بیشتری کسب کنیم و بیشتر به رسمیت شناخته شویم، جایگاه بالاتری در گروه به دست خواهیم آورد و باید بیشتر ایجاد انگیزه و دلگرمی در گروه بپردازیم. لااقل در چنین شرایطی کسب موفقیت امکان‌پذیر می‌شود. چه رئیس باشیم، چه مربی یا پدر و مادر، سروتونین ما را به خدمت رسانی به افرادی که مسئولیت آنها را بر عهده داریم ترغیب می کند. اگر کارمند، بازیکن یا تحت تکفل دیگران باشیم، سروتین ما را وادار می‌کند به تلاش سرسختانه بپردازیم تا بتوانیم باعث افتخار آنها شویم.افرادی که برای کمک به موفقیت دیگران بی وقفه تلاش می‌کنند، از نظر دیگران رهبر یا ((ستاره درخشان)) گروه محسوب می شوند. کسب عنوان ستاره درخشان گروه، یعنی عضو قوی و حامی گروه، عضوی که با کمال میل زمان و انرژی خود را صرف کمک به تحقق اهداف سایر اعضا می‌کند، پیش نیاز رهبری است.

15. اکسی توسین؛ ماده شیمیایی عشق :
اکسی توسین ماده شیمیایی مورد علاقه بیشتر مردم و در واقع عامل احساس دوستی، عشق یا اعتمادی عمیق است. عامل احساسی است که وقتی در شرکت نزدیک ترین دوستان یا هم رده های قابل اعتمادمان کار می‌کنیم، دچارش می شویم. عامل احساسی است که وقتی برای دیگری کار خوبی انجام می‌دهیم یا فرد دیگری در حق ما خوبی می کند به ما دست می دهد. این ماده شیمیایی عامل اصلی دلگرمی و احساس خوشایندی است که در اثر محبت دیگران ایجاد می‌شود و عامل احساسی است که وقتی دست یکدیگر را می‌گیریم و آهنگ پر احساس ((کومبایا)) را با هم می خوانیم، به ما دست می دهد. البته علت پیدایش اکسی توسین فقط برای ایجاد حس خوب نیست، این ماده شیمیایی برای غرایز حفظ بقای ما نقش حیاتی دارد. تماس فیزیکی نیز باعث آزادسازی اکسی توسین می‌شود. احساس خوشایندی که از چند دقیقه بیشتر در آغوش گرفتن فرد مورد علاقه به ما دست می دهد، ناشی از اکسی توسین است. این ماده شیمیایی دلیل اصلی احساس خوبی است که از گرفتن دست یکدیگر به وجود می‌آید و به همین خاطر است که خردسالان همیشه دوست دارند مادرشان را لمس و آنها را بغل کنند. در واقع بر اساس شواهد بسیار، کودکانی که از ارتباط انسانی محروم بوده اند و مقدار کافی اکسی توسین دریافت نکرده اند، در زندگی آینده خود برای برقراری ارتباط و اعتماد به دیگران دچار مشکل خواهند شد.

16. اکسی توسین سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند و باعث افزایش توانایی حل مشکلات و مقاومت در برابر ویژگی های اعتیاد آور دوپامین می‌شود. برخلاف دوپامین که سهم بزرگی در ایجاد احساس خوشنودی ناگهانی و رضایت مندی لحظه‌ای دارد، اکسی توسین باعث ایجاد احساس ای ماندگار از آرامش و امنیت می شود. برای اینکه احساس خوبی داشته باشیم، نیازی به شمارش تعداد نظرهای موافق یا تعداد طرفدارانمان در فیس‌بوک نیست. اکسی توسین باعث می‌شود فقط با علم به حضور حمایتگرانه افراد خانواده و دوستان و با نگاهی به عکس کسانی که دوستشان داریم و آنها نیز به ما عشق می ورزند، حس خوبی داشته باشیم و احساس تنهایی نکنیم. در صورتی که این امر به حقیقت بپیوندد، به طور متقابل بیش از هرچیز خواهان جبران خوبی های آنها هستیم. وقتی اکسی توسین سیستم ایمنی ما را تقویت می‌کند، کورتیزول آن را نسبت به حد معمول و استاندارد ضعیف تر می‌کند. در دنیای مدرن امروز میزان ابتلا به بیماری‌هایی مانند سرطان، دیابت، ناراحتی قلبی و دیگر بیماری‌های کنترل شدنی تصادفی نیست. امروزه احتمال اینکه چنین شرایطی ما را به کشتن بدهد، بیشتر از احتمال مرگ بر اثر جنایت‌های خشونت‌آمیز یا تروریستم است.مسلماً فقط تنش عصبی مسبب این مرگ و میرها نیست، اما با توجه به این آمار و ارقام بسیار بزرگ و در حال رشد، به نظر می‌رسد همین تنش عصبی باعث می‌شود رهبران سازمان تا حدی در قبال نحوه تاثیرگذاری خود بر روند کارها و کارکنان پاسخگو باشند. اینکه مواردی به سادگی از سیستم تشویقی شرکت یا فرهنگ سازمانی در واقع در ایجاد چنین آرمان و ارقامی سهم دارد حقیقتی ترسناک است. به راستی شغل ما مسبب مرگمان می‌شود.

17. در مقابل، فرهنگ سازمانی قوی برای سلامتی ما مفید است. محیط کار و نحوه تعامل ما با یکدیگر واقعا با اهمیت است. محیط کاری مناسب به تضمین امکان برقراری روابطی بر پایه اعتماد کمک می کند که لازمه همکاری موثر است .چون سیستم های موروثی باستانی ما توانایی درک تفاوت میان خطرات احتمالی حیات وحش دوران پارینه سنگی و تهدیدهای مشخص و قابل درک موجود در محیط کاری امروز را ندارند، هنگام رویارویی با آنها واکنش یکسان می‌دهند. بدن ما برای کمک به حفظ بقا کورتیزول آزاد می‌کند. اگر در محیطی کار کنیم که رهبرانش راستگو باشند، تعدیل نیرو در دوران سختی، راه حل پیش فرض نباشد و ساختارهای تشویقی آن را به جان هم نیندازد،در نهایت در چنین محیطی به خاطر افزایش میزان اکسی توسین و سروتونین حس اعتماد و روحیه همکاری شکل می‌گیرد.

18. این معنای تعادل میان کار و زندگی است. این مسئله ربطی به ساعات کاری ما یا تنش عصبی ای که متحمل می‌شویم ندارد. این تعادل به جایی مربوط است که در آن احساس امنیت می‌کنیم. اگر در خانه احساس امنیت کنیم اما در محیط کار ایمن نباشیم، دچار عدم تعادل کار و زندگی خواهیم شد. اگر در خانه و محل کار از روابطی قوی بهره‌مند باشیم، اگر احساس تعلق کنیم، اگر در هر دوی این مکان ها احساس امنیت کنیم، نیروهای قدرتمند یعنی ماده شیمیایی جادویی اکسی توسین اثر منفی تنش عصبی و کورتیزول را خنثی می‌کند. ما بر پایه اعتماد کارهایی برای یکدیگر انجام می‌دهیم، مراقب یکدیگریم به خاطر یکدیگر فداکاری می کنیم. تمامی این موارد احساس امنیت ما درون حلقه امن می افزاید. ما در محیط کاری، آسودگی خاطر و اعتماد به نفس داریم که این امر به طور کلی میزان تنش عصبی ما را کاهش می دهد چون خطری را برای را که برای سلامتی مضر باشد احساس نمی کنیم.

19. هنگامی که وقت کافی صرف برقراری ارتباط مناسب و مطلوب می شود و رهبران کارکنانشان را برتر از منابع مالی شرکت می‌دانند، همچنین وقتی کارکنان می‌توانند واقعاً به هم اعتماد کنند، اکسی توسین که در بدن آزاد می شود، تمام اثرات منفی کار در محیط پرتنش را که بدن را سرشار از کورتیزول می کند از بین می‌برد. به عبارت دیگر، ماهیت کاری که انجام می‌دهیم یا ساعاتی از روز که سر کار می گذرانیم نخواهد توانست به کاهش تنش عصبی و ایجاد تعادل میان کار و زندگی کمک کند، بلکه افزایش میزان جریان اکسی توسین و سروتونین این امر را محقق می‌کند. سروتونین اعتماد به نفس را بالا می برد و برای کمک به افراد زیردست تحریکمان می کند و ما را مایه افتخار افراد بالادستی قرار می دهد. اکس توسین تنش عصبی را کاهش می‌دهد و ما را به شغلمان علاقه مندتر می کند، قوای ادراکی و شناختی را تقویت می‌کند و باعث می شود بهتر به حل و فصل مشکلات پیچیده بپردازیم.این ماده شیمیایی سیستم ایمنی بدن را بهبود می بخشد، فشار خون را کم می کند، میل جنسی را افزایش می‌دهد و به واقع از هوس و اعتیادها می کاهد. بهتر از همه اینکه افراد را به همکاری با یکدیگر ترغیب می‌کند. به همین دلیل ((افرادی که عاشق کار خود هستند)) ( عبارتی که فقط به خاطر اکسی توسین می‌توان گفت) به راحتی موقعیت شغلی با حقوق بیشتر را رد می‌کنند تا بتوانند به کار خود ادامه دهند که عاشق هستند. در مقایسه با فرهنگ سازمانی که رهبران از مشوق تصمیمات واپس گرایانه و فعالیت هایی هستند که بر کامروایی و رضایتمندی آنی متمرکز شده باشد، فرهنگ سازمانی که منجر به جریان آزادانه تر مواد شیمیایی فداکار شود، در بلند مدت ثبات بیشتر سازمانی و عملکرد بهتری را برای شرکت به ارمغان خواهد آورد و در صورت تحقق این امر، پیوند میان ما قوی‌تر، وفاداری مان عمیق تر و عمر سازمان طولانی‌تر می‌شود. بهتر از همه اینکه شادتر به خانه باز می‌گردیم و زندگی سالم تر و طولانی تر خواهیم داشت. این نوع فرهنگ در هر کاری از کوچک تا بزرگ امکان پذیر است. تا وقتی انسان ها به خاطر هدفی مشترک با هم متحد می شوند. رهبران می توانند هر فرهنگ دلخواهی را ایجاد کنند. برای این کار نیازی به ایجاد تغییرات شدید یا تعدیل نیرو نیست و نیازی به جایگزینی افراد مستعد فعلی با دیگران وجود ندارد.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید