معرفی خلاصه کتاب

خلاصه کتاب باز انجام Rework اثر جیسن فرید – دیوید هاینمایر هانس – قسمت اول

کتاب باز انجام
کتاب باز انجام

خلاصه کتاب ،ماه عسل برداشت شخصی من از نکات مهم و اساسی قابل یادگیری از مطالعه کتاب می باشد ،مطالعه این نکات برای خوانندگانی که وقت و زمان لازم جهت مطالعه کامل کتاب را ندارند از لطف خالی نیست

باز انجام اثر جیسن فرید – دیوید هاینمایر هانس – Rework by Janson Fried David Heinemeoer Hansson

1. در جهان واقعی نمی توانید کمی بیش از دو چین کارمند که در هشت شهر در دو قاره پخش شده اند داشته باشید . در جهان واقعی نمی توانید میلیونها مشترک بدون بخش فروش یا آگهی داشته باشید، در جهان واقعی نمی توانید فرمول کامیابی خودتان را به دیگران بگویید ولی ما همه این کارها را کرده‌ایم و کامیاب شده ایم . جهان واقعی یک مکان نیست بلکه یک بهانه است یک توجیه است برای نکشیدن. این جهان واقعی ، ربطی به شما پیدا نمی‌کند.

2. شکست پیش نیاز پیروزی نیست. پژوهشی در آموزشگاه کسب و کار هاروارد نشان داده که کارآفرینان کامیاب احتمال پیروزی دوباره شان خیلی بیشتر است ( نرخ پیروزی شرکت‌های آینده‌شان ۳۴ درصد است) ولی کارآفرینانی که شرکت شان در نخستین بار شکست خورده است کمابیش همان نرخ پیروزی در شرکت بعدی را دارند که کسانی که برای نخستین بار شرکت را انداخته اند: تنها ۲۳ درصد. کسانی که پیش از این شکست خورده اند به اندازه کسانی که نخستین بار شان است بخت پیروزی دارند. تنها پیروزی ارزشمند است.

3. از گمانه زدن صرف نظر کنید تصمیم بگیرید که این هفته می‌خواهی چه کار کنید، نه امسال . مهمترین چیز بعدی را بیابید و روی آن کار کنید. تصمیم‌ها را درست پیش از انجام هر کاری بگیرید نه خیلی پیش‌تر از انجام شان.

4. غول شدن نباید هدف شما باشد. تنها هم درباره ی شمار کارمندانتان نمی‌گوییم. درباره هزینه‌ها ، اجاره ، زیر سازی فناوری اطلاعات ، مبلمان و …. نیز همین جور است. نترسید که هدف شما یک کسب و کار کوچک است. هر کسی کسب و کاری را اداره می‌کند که ماندگار و سودآور است، حالا چه بزرگ باشد چه کوچک، باید به خود بنازید .

5. اگر همه زندگی تان کار باشد، تصمیم های درست نخواهید گرفت. ارزش ها و تصمیم های شما در پایان تباه می شوند. دیگر نمی توانید تصمیم بگیرید که چه چیز نیازمند کوشش بیشتر است و چه چیزی نیست. و سرانجام خیلی ساده خسته می‌شوید. هیچکس وقتی که خسته است نمی‌تواند به خوبی تصمیم بگیرد.

6. بیاید این واژه شیک و پیک را با یک واژه خاکی تر جایگزین کنیم. به جای کارآفرینان، بیاید آن‌ها را آغازگرآن بنامیم. کسی که پیشه ای نو و تازه را آغاز می‌کند یک آغازگر است. شما به گواهینامه مدیریت اجرایی، یک دانشنامه ، یک کت و شلوار یک کیف یا ریسک‌پذیری بالاتر از میانگین نیاز ندارید. شما تنها به یک ایده، اندکی خودباوری و انگیزه‌ای برای آغاز نیاز دارید.

7. اگر می‌خواهید کاری انجام دهید،کاری کنید که مهم باشد این آدم های کوچک از ناکجا آباد پیدا شدند و مدل های قدیم را که برای دهه ها وجود داشتند از میان بردند. شما نیز می توانید در صنعت مورد علاقه تان هم این کار را بکنید.

8. وقتی چیزی را که خودتان نیاز دارید می سازید می‌توانید کیفیت چیزی را که می سازید بی درنگ و بی میانجی بررسی کنید. بالاتر از همه، این روش “روی مشکل خودتان کار کنید” شما را عاشق کارتان می کند شما مشکل را می شناسید با ارزش شدنش را می دانید. هیچ چیزی جای این را نمی‌گیرد از اینها گذشته، شما امیدوارانه می خواهید که سال‌های آینده را روی این موضوع کار کنید . شاید حتی باقی عمرتان را روی این موضوع کار کنید. بهتر است چیزی باشد که برای شما به راستی مهم باشد.

9. ایده‌ها ارزان و فراوان اند. ایده اصلی بخش بسیار کوچکی از یک کسب و کار است که ارزش بررسی ندارد. ارزش اصلی را، چگونه اجرا ی آن را تعیین می کند .

10. وقتی که چیزی را خیلی بخواهید، هر چقدر هم که دشواری های دیگری داشته باشید زمان را برایش جور میکنید. واقعیت این است که بیشتر مردم خیلی پشتکار ندارند. و برای دفاع از خودشان ، بهانه زمان را می‌آورند بیخودی بهانه نیاورید.مسئولیت رسیدن به آرزوهایتان با شماست.

11. همینجور که پیش می روید به یاد داشته باشید که چرا این کار را می‌کنید. کسب و کارهای بزرگ تنها یک برآورده یا سرویس ندارند بلکه یک دیدگاه دارند باید به یک چیزی باور داشته باشید. باید یک ستون مهره ها داشته باشید باید بدانید که برای چه چیزی می‌خواهید بجنگید و باید این را به جهان نشان دهید. هنگامی که نمی دانید به چه چیزی باور دارید هر چیزی می تواند دلیلی باشد. درباره همه چیز می توان گفت و گو کرد ولی وقتی چیزی را باور دارید و روی اصول پافشاری می‌کنید،تصمیم ها ساده و آشکار می شوند.

12. باور به یک هدف تنها نوشتن آن در جایی نیست باید آن را باور بدارید و با آن زندگی کنید.

13. گذشته از گونه کسب و کاری که دارید راه می اندازید، هر چقدر که می توانید سرمایه بیرونی کمتری به کارتان بیاورید. هزینه کردن پول دیگران شاید به نظر عالی باشد ولی جنبه های دیگری نیز دارد:

a. شما کنترل را از دست می‌دهید.
b. آرام آرام، پول به جیب زدن جای ساخت یک کسب و کار با کیفیت را می‌گیرد.
c. هزینه کردن دیگران اعتیادآور است.
d. معمولاً در این معامله زیان می بینید.
e. مشتریان دیگر تعیین کننده نخواهند بود.
f. یافتن سرمایه گذار شما را گمراه می کند.

14. صرفه جویی هیچ اشکالی ندارد. وقتی که ما نخستین فرآورده مان را راه انداختیم، خیلی ارزان آغاز کردیم. یک دفتر برای خودمان نگرفتیم، بلکه با شرکت دیگری شریک شدیم. یک مجموعه سرویس دهنده نگرفتیم، بلکه تنها یک دستگاه سرویس دهنده داشتیم. تبلیغات نکردیم، بلکه با به اشتراک گذاری تجربه هایمان توجه جلب کردیم. کس دیگری را برای پاسخگویی به ایمیل‌ها استخدام نکردیم، بنیانگذار شرکت، خود به  ایمیل ها پاسخ می داد و همه چیز به خوبی پیش رفت. همه شرکت‌های بزرگ از پارکینگ خانه ها آغاز می شوند شرکت شما نیز می‌تواند .

15. برآغاز را همانند یک تکیه‌گاه نپندارید. به جای آن یک کسب و کار راه بیندازید.کسب و کار واقعی با چیزهای واقعی مانند قبض و فیش حقوق سر و کار دارند.دادوستدهای واقعی دشوار های بزرگ را با گفتن “مشکلی نیست ما یک بر آغازیم” پنهان نمی کنند. مانند یک کسب و کار واقعی رفتار کنید تا احتمال کامیابی بیشتری داشته باشید.

16. خیلی وقت ها درباره ی بازرگانانی می شنوید که کسب و کارشان را فروخته‌اند ، شش ماه بازنشسته شده اند و سپس دوباره به کار برگشته اند. آنها چیزی را که بخشیدند از دست داده‌اند و معمولاً به کسب و کاری باز می گردند که به خوبی کسب و کار نخست نیست. یکی از اینها باشید اگر توانستید چیز خوبی راه بیندازید، آن را ادامه دهید. چیز های خوب به سادگی به دست نمی‌آیند. نگذارید کسب و کارتان از دست برود.

17. سالها طول می‌کشد تا سازمان‌های عظیم بچرخند. آنها به جای عمل حرف می‌زنند به جای انجام کار بیشتر نشست برگزار می‌کند ولی اگر شما جرم کمتری داشته باشید، خیلی زود می توانید هر چیزی را تغییر دهید. می توانید اولویت‌ها، فرآورده و یا تمرکزتان را تغییر دهید و مهمتر از همه می توانید نظرتان را عوض کنید.

18. ” من به اندازه کافی زمان / پول / نیروی کار / تجربه ندارم”. غر نزنید کم چیز خوبیست. محدودیت ها، مزیت هایی اند که جامعه ی مبدل پوشیده اند. منبع های محدود شما را وامی‌دارد تا برای چیزی که دارید چاره‌ای بیندیشید چیزی برای هدر دادن نیست. و این شما را وا می‌دارد که آفرینا باشید.محدودکردن خودمان به این شیوه، از ساخته شدن فرآورده‌های پفت دار جلوگیری کرده است. پس پیش از آنکه از کمبود بنالید، ببینید که با چیزی که دارید تا کجا می توانید پیش بروید.

19. می توانید خیلی زود یک مشت ایده عالی را در یک فرآورده چرند بریزید. ولی نمی توانید همه ی این ایده‌ها را به خوبی انجام دهید. شما زمان، منبع ها، توانایی و تمرکز محدودی دارید. انجام درست یک کارِ ، خود به تنهایی سخت است. حالا میخوای ده کار را به خوبی و با هم انجام دهید؟ فراموشش کنید.

20. ریشه مشکل را بیابید کدام بخش معادله را نمی‌توان حذف کرد؟ اگر می توانید بی این یا آن ادامه دهید، پس آنها ریشه مشکل نیستند. وقتی یافتید، می فهمید. سپس همه انرژی خود را روی آن متمرکز کنید تا به بهترین شکل ممکن درست شود. همه کارهای دیگری که انجام می دهید، بر آن بنیاد ساخته میشوند.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید