معرفی خلاصه کتاب

خلاصه کتاب باز انجام Rework اثر جیسن فرید – دیوید هاینمایر هانس – قسمت سوم

کتاب باز انجام
کتاب باز انجام

خلاصه کتاب ،ماه عسل برداشت شخصی من از نکات مهم و اساسی قابل یادگیری از مطالعه کتاب می باشد ،مطالعه این نکات برای خوانندگانی که وقت و زمان لازم جهت مطالعه کامل کتاب را ندارند از لطف خالی نیست

 

باز انجام اثر جیسن فرید – دیوید هاینمایر هانس – Rework by Janson Fried David Heinemeoer Hansson

41. اگر شما تقلیدگر  باشید ، هیچ گاه به دیگران نمی رسید همیشه در جایگاه غیر فعالید، هیچگاه پیشتاز نیستید. همیشه دنباله رواید.از کجا بدانید که دارید از کسی تقلید می‌کنید؟ اگر کس دیگری دارد بیشتر کار را انجام می دهد دارید تقلید و کپی می کنید. تاثیر بگیرید ولی ندزدید.

42. اگر شما پیروز شوید،دیگران خواهند کوشید تا از شما تقلید کنند. این یک واقعیت زندگی است ولی یک راه خوب برای محافظت خودتان از تقلیدگران است: خودتان را بخشی از فرآورده یا خدمت تان بسازید. آنچه را که اندیشه ی شما را از دیگران جدا می‌کند ، بریزید در چیزی که می فروشید. فرآورده تان را متفاوت کنید آن را جوری بسازیم که هیچ کس دیگری نتواند بسازد. خودتان را به درون فرآورده تان و چیزهای دور و بر آن بریزید آنجور که آن را می فروشید،آنگونه که آن را پشتیبانی می کنید آن را می‌نمایانید و آنگونه که آن را پخش می کنی. هماوردان و رقیبان هیچ‌گاه نمی‌توانند شمای درون فرآورده تان را کپی کند.

43. اگر می‌بینید رقیبی دارد گند می زند با او مخالفت کنید. وقتی این کار را بکنید، می‌بینید که دیگران با شما موافق اند، طرف شما را می گیرند. یک راه خیلی خوب برای متفاوت نشان دادن خودتان و هوادار پیدا کردن، ضد چیزی بودن است. دشمن داشتن به شما داستان خوبی برای گفتن به مشتریانتان هم می دهد اگر بایستید، دیده میشوید. وقتی دعوا می شود، مردم می ایستند و نگاه می‌کنند آنها طرف یکی را می‌گیرند شور و شوق زبانه می‌کشد و این راه خوبی برای جلب توجه مردم است.

44. از این واقعیت که فرآورده یا خدمت شما کارهای کمتری انجام می‌دهد شرمنده نباشید همین را بزرگ کنید و سربلند باشید. آن را با همان توانی که رقیبان فهرست بلند شان را می‌فروشند، بفروشید.

45. اگر می‌خواهید همانند دیگران باشید پس برای چه این کار را می‌کنید. اگر تنها دارید دیگران را کپی می کنید هیچ نیازی به بودن شما نیست.حتی اگر سرانجام ببازید، بهتر است که در راهی باشید که آن را باور دارید، نه اینکه تنها دنباله روی دیگران باشید.

46. “اگر من به مشتری ها گوش کرده بودم، به آنها یک اسب تندروتر داده بودم” هنری فورد. در نه گفتن هم نادان نباشید. تنها رو راست باشید اگر نمی خواهید درخواست یک مشتری را بپذیرید، خوش برخورد باشید و چرایی آن را برای مشتری روشن کنید. مردم هنگامی که زمان می گذارید و دیدگاه خود را برای آنها روشن می کنید به شکل شگفت‌انگیزی شما را می فهمند. هدف شما این است که مطمئن باشید که فرآورده شما برای شما درست کار می کند. این شمایید که باید بیشترین باور را به آن داشته باشید. با این روش می‌توانید بگویید:”می‌دانم که شما آن را دوست خواهید داشت ، چون من آن را دوست دارم”.

47. همیشه شماره آدمهایی که فرآورده شما را به کار نمی‌برند،بیشتر از آنهایی است که آن را به کار می‌برند. بکوشید که پیوستن این آدم‌ها به شما تا آنجا که می‌شود، ساده شود. پیوسته بالیدن شما به این بستگی دارد.آدم ها و موقعیت ها دگرگون می‌شوند.نمی توانید برای همه کس همه چیز باشید. شرکت‌ها باید به دنبال یک گونه مشتری باشند نه یک مشتری ویژه با نیازهایی که پیوسته دگرگون می‌شوند.

48. بگذارید تازه‌ترین ایده‌های بزرگ نخست کمی خنک شود.هر اندازه که دوست دارید ایده های بزرگ داشته باشید. شور و اشتیاق آنها را هم داشته باشید. تنها در آن زمان که داغید و شما را در برگرفته اند، تصمیم نگیرید. آنها را بنویسید و بگذارید چند روزی بگذرد. سپس با اندیشه آسوده اولویت آنها را ارزیابی کنید

49. شرکت های زرنگ چیزی در برابر این می‌سازند: چیزی که در خانه خوب باشد هنگامی که فرآورده را به خانه می برید بیشتر از در-فروشگاه، دلبسته آن می شوید. با آن زندگی می کنید و هرچه که می‌گذرد، بیشتر و بیشتر آن را دوست دارید و به دوستان خود نیز می‌گویید.

50. اگر درخواستی هست که شما پیوسته آن را فراموش می‌کنید. این نشانه این است که آن خیلی مهم نیست.چیزهای خیلی خیلی مهم فراموش نمی شوند.

51. این چند روز گمنامی که در آغاز دارید، چیزی است که در آینده وقتی زیر ذره‌بین آرزویش را خواهید داشت. اکنون زمان ریسک کردن است بی آنکه نگران شمساری باشید.

52. همه شرکت‌ها مشتری دارند.شرکت های خوشبخت هوادار دارند. ولی خوشبخت‌ترین شرکت‌ها شنونده دارند شنوندگان می‌توانند تفنگ پنهان شما باشند.

53. آموزش چیزی است که یک تن یا یک شرکت کوچک می‌تواند انجام دهد ولی هماوردان بزرگتر نمی‌توانند. شرکت های بزرگ می توانند هزینه یک آگهی بسیار بزرگ را بدهند، شما نمی‌توانید. ولی می‌توانید آموزش دهید، و این کاری است که آنها هرگز نمی کنند، چون شرکت‌های بزرگ گرفتار پنهان کاری و هم‌پوشانی اند. همه چیز در آنجا باید به دستور وکیل ها پالیده شود و خط قرمزهای فراوانی دارند. آموزش به شما کمک می کند تا با آنها بازی کنید.

54. به عنوان دارنده یک کسب و کار شما هم باید هر آنچه که میدانید را نیز به دیگران بگویید. درباره چگونگی روش کارتان به جهانیان چه می‌توانید بگویید که با ارزش، آموزشی و پیش برنده باشد؟ این کتاب کتاب آشپزی ماست کتاب شما چیست؟

55. راه دادن مردم به پشت صحنه رابطه شما را با آنها دگرگون می کند. آنها پیوندی را با شما احساس می‌کنند و شما را به جای یک شرکت بی چهره همانند یک آدم می بینند. آن‌ها می‌بیند که برای چیزی که می فروشید چه عرقی می‌ریزید.آنها خیلی بیشتر شما را می‌فهمند و ارزش کار شما را خواهند شناخت.

56. از نشان دادن عیب و کاستی های خود نترسید. عیب ها و کاستی ها واقعی اند و مردم به واقعیت پاسخ می‌دهند. پس همان جور که به راستی سخن می گوید سخن بگویید.چیزهایی را به پیش بکشید که دیگران نمی خواهند درباره آن گفتگو کنند. با کاستی های خود روبرو شوید تازه ترین نگارش چیزی را که روی آن کار می کنید نشان دهید حتی اگر هنوز کارتان پایان نیافته است. اگر کامل و بی کم و کاست نیست اشکالی ندارد. شاید خیلی حرفه ای دیده نشوید ولی خیلی رو راست دیده می شوید.

57. به جای آنکه ، به کسی زنگ بزنید یک یادداشت شخصی بنویسید. اگر نوشته ای درباره یک شرکت یا فرآورده همانند خواندید، به روزنامه نگارش زنگ بزنید. تا کمی شور و کمی علاقه و کمی زندگی برای او سخنرانی کنید. کاری کنید که معنادار باشد. قابل توجه باشید. برجسته باشید. فراموش‌نشدنی باشید. این گونه می توانید بهترین پوشش را بگیرید.

58. بهتر است روی یک نشریه کسب و کار با یک وبلاگ نویس برجسته تمرکز کنید. این روزنامه ها خیلی بازترند. می توانید یک ایمیل بنویسید و همان روز پاسخ بگیرید یا شاید حتی درباره شما نوشتند. آنها یک گروه ویرایشگر ندارند هیچ فرایندی ندارند که نیاز باشد تا پیام شما از آن بگذرد.

59. از اینکه کمی را به رایگان بدهید نترسید- البته تا زمانی که چیز دیگری برای فروش دارید. به چیزی که پیشنهاد میدهید دلگرم باشید. باید بدانید که مردم برای بیشترش باز می‌گردند اگر به آن دلگرم نیستید، فرآورده ی به اندازه کافی نیرومندی نساخته اید.

60. آیا شما بخش بازاریابی دارید؟ اگر نه ، خوب است . اگر دارید نیندیشید که اینها تنها کسانی اند که باید بازاریابی کنند. حسابداری یک بخش است ولی بازاریابی نیست. بازاریابی چیزی است که هر کسی در شرکت شما دارد 7*24*۳۶۵ انجام می دهد. بازاریابی تنها چند رخداد جداگانه نیست. برآیند همه کارهایی است که می کنید.

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید