کوچینگ

تکنیک‌های طلایی کوچینگ

تکنیک‌های طلایی کوچینگ
تکنیک‌های طلایی کوچینگ
تکنیک‌های طلایی کوچینگ

کوچینگ، در اقتصاد و معاملات بازرگانی به معنای ارتقا و افزایش عملکرد در محیط کار از طریق افزایش میزان دانش کارمندان، با استفاده از برنامه‌ریزی‌های دقیق است.

واژه‌های کلیدی در این تعریف عبارت‌اند از:

افزایش عملکرد: به‌کارگیری تجارب کسب‌شده جهت افزایش عملکرد.

کارکرد افراد: کارهایی که انجام داده‌اند و می‌توانند برای یادگیری دیگران تبدیل به یک فرصت شوند.

برنامه‌ریزی: برنامه‌ریزی‌هایی که طبق آن به بهترین نتایج دست‌یافت.

راهنمایی و هدایت: کوچ با کمک این راهنمایی‌ها می‌تواند دانش، مهارت و تجارب را به افراد انتقال دهد.

یک مدیر نیز باید در حین کوچینگ کارمندان خود و تعلیم دادن به آنها، از همین شرایط برخوردار باشد.

یک کوچ به افراد کمک می‌کند تا بتوانند سطح عملکرد خود را ازآنچه که هست بالاتر برده و بتوانند درزمانی مشخص مهارت‌ها و توانایی‌های خود را افزایش دهند. هیچ‌گاه یک شبه نمی‌توان ره هزارساله را طی کرد. پس می‌توان گفت که صبر، جزء یکی از ویژگی‌های اصلی کوچینگ به‌حساب می‌آید.

طرز فکر کوچ‌ها در عمل

یک کوچ معمولاً به شیوه زیر فکر کرده و عمل می‌نماید:

به دیگران باید اجازه حرکت داد تا اینکه آنها را تنها تحت کنترل خود درآورد.

دانش را باید به‌جای پنهان کردن، با دیگران تقسیم کرد.

باید همیشه در دسترس بود.

باید افراد را در فعالیت‌ها شرکت داد تا اینکه از آنها بخواهیم تنها از کنار به قضایا نگاه کنند.

باید افراد را تشویق کرد تا از توانایی‌هایی که دارند یک پله به جلو گام بردارند.

کوچینگ به معنای مشارکت است.

با افراد رابطه‌ی خوب ایجاد کرده و بین آنها با مساوات عمل می‌کند.

همان اندازه که از موفقیت درس می‌گیرد، از شکست و شرایط دشوار نیز درس می‌گیرد.

تنها به حرف زدن کفایت نکرده و به آنچه می‌گوید عمل می‌کند.

به ایجاد روابط دوستانه در میان افراد تلاش کرده و در تداوم آن می‌کوشد.

کوچینگ می‌تواند کلیدی برای ایجاد یک سازمان باز باشد، سازمانی که برای ایده‌ها و مهارت‌های افراد ارزش قائل بوده و صمیمانه جهت تقویت و اصلاح افراد خود می‌کوشد. برای رسیدن به موفقیت و دستیابی به نتایجی مطلوب، یک کوچینگ مؤثر باید در تمامی سطوح سازمانی وجود داشته باشد.

تکنیک‌های طلایی کوچینگ

چرا کوچینگ الزامی است؟

برای اینکه بتوان همواره با فواصل و تغییرات موجود کنار آمد، مدیریت و کوچینگ مناسب نیاز است.

شیوه‌های سنتی که سابقاً در این زمینه وجود داشته نظیر: تلاش به در دست داشتن همه‌چیز و کنترل کردن تمامی شرایط با به‌کارگیری یکسری از دستورالعمل‌ها، امروزه دیگر کارساز نبود و کمتر از آن استفاده می‌شود.

سطح انتظارات افراد از کاری که انجام می‌دهند، معمولاً خیلی بیشتر است، وظیفه مدیران است که موفقیت یک کار را تضمین کرده و برای افزایش بازدهی، از شیوه‌های تشویقی و تنبیهی منحصربه‌فرد خود استفاده کنند.

مدیران امروز، موظف‌اند تا فواصل زمانی و وجود تناقض بین نسل‌ها را کنترل کنند، تا از این طریق بتوانند زمان بیشتری را صرف سرمایه‌گذاری بر روی افراد کنند.

برای سرمایه‌گذاری مؤثر بر روی افراد، مدیران باید:

قویاً و عمیقاً باور داشته باشند که این افراد خواهند توانست آنچه قرار است کسب شود را به‌دست آورند. (اولین قانون کوچینگ نیز همین است)

باید بتوانند میزان اعتقادات و باور افراد را در این زمینه افزایش دهند. (دومین قانون کوچینگ)

تکنیک‌های طلایی کوچینگ

مزایای استفاده و به‌کارگیری کوچینگ در سازمان‌ها

یک سازمان می‌تواند از کوچینگ به‌گونه‌ای که در زیر مطرح‌شده، سود ببرد:

افراد یک سازمان را به یکدیگر نزدیک‌تر کرده تا با یادگیری از دانش، مهارت‌ها و تجارب یکدیگر بتوانند در کارشان موفق‌تر باشند.

• شرایطی را ایجاد کند که طی آن افراد یک سازمان بتوانند به‌طور حقیقی به کسب تجربه بپردازند.

• افراد بتوانند با شرکت کردن در کارگاه‌های آموزشی در زمان خود صرفه‌جویی کنند.

• به افراد کمک کنند تا بتوانند آموخته‌های خود را در عمل به‌کار ببندند.

راه‌هایی مؤثر برای پیشرفت افراد درون سازمان پیدا کنند.

• شرایطی را برای یادگیری مداوم و حمایت از افراد فراهم آورند.

• سازمان‌ها می‌توانند از این طریق بازده کاری خود را بالا ببرند.

 با افزایش سطح عملکرد افراد، می‌توانید بر میزان بازدهی شرکت خود بیفزایند.

 با انتقال دادن دانش و مهارت‌هایتان به دیگران، به‌راحتی می‌توان به آنها آموزش داد. همچنین می‌توان به دیگران کمک کرد تا توانایی‌های خود را شناخته و بر مهارت‌های خود بیفزایند.

 کوچینگ به مدت‌زمانی که با افراد گذرانده‌اید بستگی ندارد بلکه به کیفیت و چگونگی زمانی که با آن گذرانده‌اید وابسته است.

شما می‌توانید دیگران را زمانی تعلیم دهید که:

• از شما نحوه انجام کاری را بپرسند.

• دیگران به دنبال نصایح و پیشنهادات شما باشند.

• یکی از کارمندان شما بگوید که قادر نیست کار خاصی که به وی محول شده را انجام دهد.

• از شما در مورد یک تصمیم‌گیری نظرخواهی کنند.

هرگاه ببینید که می‌توان کاری را از ارزان‌تر و در مدت‌زمانی کوتاه‌تر انجام داد.

• زمانی که افراد دچار خطا و اشتباه می‌شوند.

در حقیقت، در هر شرایطی که دوست داشته باشید افراد مهارت‌ها، توانایی‌ها و عملکرد خود را ازآنچه که هست بالاتر ببرند، می‌توانید به آنها آموزش داده و در پیشرفتشان مؤثر باشید. کوچینگ همیشه با راهنمایی‌ها و نتایج و بازده خاص خود همراه است. تمرکز بر چگونگی انجام یک کار و یا حل کردن یک مشکل. هرچند می‌تواند به شما در تصمیم‌گیری‌ها کمک کند، اما معمولاً پیشنهاداتی که یک کوچ ارائه می‌دهد آنی بوده و در همان لحظه صورت می‌گیرد.

آیا کوچینگ همیشه جواب می‌دهد؟

پاسخ منفی است. کوچینگ و تعلیم به دیگران، خصوصاً در شرایطی که در زیر آمده ، ممکن است جوابگو نباشد و شمارا به هدف نرساند:

• در شرایطی که به افراد می‌گویند چه‌کارهایی را باید انجام دهند و به آنها آزادی کافی و حق انتخاب نداده و برای اشتباهاتی که مرتکب می‌شوند، مجازات خواهند شد.

• در شرایطی که ترس همواره بر آن حاکم باشد.

• در شرایطی که رابطه بین کوچ و افراد گروه خوب نباشد (به خاطر داشته باشید که کوچینگ به‌تنهایی نمی‌تواند وجود یک رابطه بد رابین افراد بهتر کند).

زمانی که افراد به یادگیری یک مسئله مجبور شده باشند.

اگر افراد هیچ‌گونه اعتقادی به تعلیم و کوچینگ نداشته باشند در این صورت، ازآنجاکه کل این ماهیت پذیرفته‌شده نیست، پس کوچینگ هیچ‌گاه نخواهد توانست تأثیر چندانی به روی بازده کار بگذارد.

اگر تعداد افرادی که قرار است مورد تعلیم قرار بگیرند، خیلی زیاد باشد.

تکنیک‌های طلایی کوچینگ

مهارت های لازم یک کوچ برای کوچینگ

به‌عنوان یک کوچ شما باید دارای مهارت‌های زیر باشید:

 بتوانید مهارت‌های فردی را به نحوی مطلوب در زمینه‌های زیر به‌کار ببندید:

ایجاد روابطی دوستانه.

سؤال پرسیدن و کسب اطلاعات از دیگران.

نتیجه دادن و نتیجه گرفتن.

گوش دادن به دیگران.

تأثیر گذاری، تشویق و مجاب ساختن افراد.

بتوانید هر آنچه در زمان حال و گذشته رخ‌داده را به خوبی مشاهده کرده و در مورد آن نتیجه‌گیری کنید.

به دیگران در یادگیری‌شان کمک کرده و خود نیز مدام در حال یادگیری باشید.

بتوانید در مورد شرایط به‌طور مستقل فکر کرده و از خلاقیت خود در شرایط متفاوت استفاده کنید.

به دیگران کمک کنید تا بتوانند آینده بهتری از خود تصور کنند.

نتیجه‌گیری

مسلماً هر کس نمی‌تواند یک کوچ شود. برخی از افراد دارای مهارت‌های لازم بوده اما از خصوصیات کوچینگ برخوردار نیستند. برخی نیز، دارای خصوصیات لازم برای کوچینگ بوده اما دارای تجارب و مهارت‌های کافی نیستند. برخی دیگر نیز ممکن است از مهارت‌ها و خصوصیات کافی برخوردار بوده اما در مقابل ندانند که باید با افراد چگونه برخورد کنند.

منبع : کتاب تکنیک های طلایی مربیگری ( مؤلف: یان فلمینگ – مترجم: علی دنیا‌دیده )

حسین علی محمدی - Hossein Alimohammadi ]

دیدگاهتان را بنویسید